ده درم ، شربتى دو درم و نيم .
صفت حب لطيف از جهت خداوند نزلهء گرم :
بگيرند بنفشهء خشك دو درم ، رب سوس يك درم ، تخم باديان يك درم ، عسل ، خيار شنبر چندانى كه داروها بدان بسرشند . « 1 »
صفت معجون لوزى [ كه ] صفرا و بلغم « 2 » را فرود آرد :
بگيرند تخم معصفر ده درم ، مغز بادام شيرين پنج درم ، شكر طبرزد بيست و پنج درم ، سقمونيا ده درم ، زعفران يك درم ، شكر را « 3 » اندر گلاب بگدازند و به قوام آرند و داروها بدان بسرشند و اگر به جاى زعفران يك درم مصطكى كنند صواب بود و اگر پنج درم انيسون و پنج درم تخم « 4 » باديان اندر گلاب كه شكر در وى گذارند جوشانيده « 5 » باشند صواب بود ، شربتى يك مثقال نافع بود .
باب 16 - اندر تدبير قى كردن :
ببايد دانست كه كسى را كه سينه « 6 » تنگ بود و از گوشت برهنه بود و گردن دراز بود و حنجره پيدا و چشم معلول ، قى نشايد كردن و كسى را كه « 7 » اندر سينه بيمارى بود هم نشايد كرد و كسى را كه « 8 » گوشت بسيار
هامش
( 1 ) . ب : « صفت حب لطيف . . . بدان بسرشند » ندارد .
( 2 ) . ب : « و بلغم » ندارد .
( 3 ) . ب : « را » ندارد .
( 4 ) . الف : « تخم » ندارد .
( 5 ) . ب : جوشيده باشد .
( 6 ) . ب : « كه سينه » ندارد .
( 7 ) . الف : « كه » ندارد .
( 8 ) . ب : اگر .