وى پاشند و بگذارند تا جوش دو با سكنگبين بگيرد و بپزد و از آتش بردارند و يك زمان بنهند تا آب صافى زردفام بر سر او بنشيند . بعد از آن ، آن آب را از وى بپالايند به خرقهء دو تو و بيفشارند ليكن چكانند و اگر حرارت عظيم بود به جاى سكنگبين « 1 » آب غوره ساده كنند يا آب زردآلوى ترش ، شربت روز اول بيست درم با اندكى شكر بدهند و برمىافزايند ، هر روز پنج درم تا چهل درم برسد و يك هفته بدين « 2 » قرار بدهند و در اين مدت دو كرّت اين سفوف دهند . بگيرند هليلهء زرد ده درم ، تخم كسنى چهار درم ، ريوند چينى يك درم ، سقمونيا نيم درم ، شربت دو درم تا دو نيم درم و خداوند سودا را در ميان هفته به عوض اين سفوف معجون نجاح دهند اگر يك مثقال ايارج فيقرا دهند آن روز ماء الجبن ندهند .
صفت سكنگبين افتيمون كه در ماء الجبن به كار آيد :
افتيمون و بسفايج از هريك پانزده درم ، خربق سياه دو درم ، افتيمون را جداگونه در صرّهاى كنند و بسفايج نيم كوفته و خربق جداگانه نرم بكوبند اندر صرّهاى كنند و نيم من سركه و يك من آب بياميزند و داروها را در وى بزنند « 3 » تا به نيمه باز آيد و پس بپالايند و يك من برافكنند « 4 » و به قوام آرند .
هامش
( 1 ) . ب : « افتيمون بر وى . . . جاى سكنگبين » ندارد .
( 2 ) . ب : برين .
( 3 ) . ب : دارو با وى درافكنند .
( 4 ) . ب : « تا به نيمه باز آيد و پس بپالايند و يك من برافكنند » ندارد .