پس باقى انگبين كه مانده باشد بر سر « 1 » آن ريزند تا انگبين بر سر « 2 » آن ايستد قدر چهار انگشت و سر خنبره بگيرند و در موضعى بنهند كه سرما و ترى نرسد « 3 » .
باب 13 - اندر تدبير خواب و بيدارى :
بهترين خواب را آن وقت « 4 » است « 5 » كه طعام از سر معده فرو گذاشته باشد و قوّت هاضمه در وى اثر كرده و اين پس از دو ساعت طعام خوردن بود و معده خالى خفتن حرارت اصلى « 6 » را ضعيف كند و تن را لاغر كند . خواب روز بيمارى بلغم « 7 » آرد خاصّه اندر زمستان زكام و نزله آورد « 8 » و رنگ و روى را تباه كند ، خداوند مزاج سرد را زيان دارد و زيانكارترين چيزى بسيار خفتن است . او را در خواب ، شكم را گرم بايد داشت ، اگر بر شكم خسبد روا بود « 9 » تا حرارت جمع شود و طعام بگوارد . « 10 » به پشت باز خفتن زيان دارد و فضلهء دماغ « 11 » به سينه و عصبها فرود آيد و نزله و فالج و درد پشت آرد . خواب بامداد زيان دارد از بهر آنكه معده تهى بود ، آواز پيوسته و معتدل چون آواز آب و
هامش
( 1 ) . ب : « سر » ندارد .
( 2 ) . ب : « سر » ندارد .
( 3 ) . ب : برسد .
( 4 ) . ب : بهتر وقتى .
( 5 ) . الف : « است » ندارد .
( 6 ) . ب : عزيزى .
( 7 ) . ب : بيماريها .
( 8 ) . ب : آرد .
( 9 ) . ب : باشد .
( 10 ) . ب : بگذارد .
( 11 ) . ب : « دماغ » ندارد .