تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
پس باقى انگبين كه مانده باشد بر سر « 1 » آن ريزند تا انگبين بر سر « 2 » آن ايستد قدر چهار انگشت و سر خنبره بگيرند و در موضعى بنهند كه سرما و ترى نرسد « 3 » .

باب 13 - اندر تدبير خواب و بيدارى :

بهترين خواب را آن وقت « 4 » است « 5 » كه طعام از سر معده فرو گذاشته باشد و قوّت هاضمه در وى اثر كرده و اين پس از دو ساعت طعام خوردن بود و معده خالى خفتن حرارت اصلى « 6 » را ضعيف كند و تن را لاغر كند . خواب روز بيمارى بلغم « 7 » آرد خاصّه اندر زمستان زكام و نزله آورد « 8 » و رنگ و روى را تباه كند ، خداوند مزاج سرد را زيان دارد و زيانكارترين چيزى بسيار خفتن است . او را در خواب ، شكم را گرم بايد داشت ، اگر بر شكم خسبد روا بود « 9 » تا حرارت جمع شود و طعام بگوارد . « 10 » به پشت باز خفتن زيان دارد و فضلهء دماغ « 11 » به سينه و عصبها فرود آيد و نزله و فالج و درد پشت آرد . خواب بامداد زيان دارد از بهر آنكه معده تهى بود ، آواز پيوسته و معتدل چون آواز آب و
هامش
( 1 ) . ب : « سر » ندارد . ( 2 ) . ب : « سر » ندارد . ( 3 ) . ب : برسد . ( 4 ) . ب : بهتر وقتى . ( 5 ) . الف : « است » ندارد . ( 6 ) . ب : عزيزى . ( 7 ) . ب : بيماريها . ( 8 ) . ب : آرد . ( 9 ) . ب : باشد . ( 10 ) . ب : بگذارد . ( 11 ) . ب : « دماغ » ندارد .