فضلهء غذا را كه روز گذشته اتفاق افتاده بود در رگها بمانده به تحليل بىمضرّتى « 1 » خرج كند و به دارو حاجت نيفتد آن رياضت است . پس اندر تدبير نگاه داشتن تندرستى رياضت اصلى بزرگ است حرارت اصلى را برافروزانند « 2 » و فضله را كه هر روز اندر تن بماند به تحليل خرج كنند .
امّا وقت « 3 » رياضت ، آن وقت كه طعام هضم شده باشد و طبع اجابت كرده و مدّت رياضت چندان بايد كه رنگ و روى برمىافروزد و حركت به نشاط مىتواند كردن و هرگاه كه ماندگى پديد آيد و عرق خواهد كردن از رياضت باز ايستد و بياسايد و رياضت پيران و بيماران اندر با رنج تواند بود و كسانى را كه بيرون رفتن « 4 » و بر ستور نشستن مانعى بود در آنجا كه باشند « 5 » با مردمان نشستن و سخن گفتن و شغلى « 6 » گذاردن به جاى رياضت بود و در دريا نشستن و به كشتى و بر گردون نشستن رياضت تمام بود مر بيماران را و پيران را .
باب 15 - در تدبير داروى مسهل و پاك كردن تن از فزونىها به داروى مسهل و شياف و حقنه :
اولا ببايد دانست كه اگرچه از جهت نگاه داشتن تندرستى هرگاه
هامش
( 1 ) . ب : مضرت .
( 2 ) . ب : برافروزد .
( 3 ) . ب : اما وقت .
( 4 ) . ب : آمدن و رفتن .
( 5 ) . ب : باشد .
( 6 ) . ب : شفنلى .