آسيا و مانند آن خواب آرد . كسى را كه خواب كمتر بود كف پاى و ناف او به روغن بنفشه چرب بايد كرد و اندر غذا با مقدار يك درم تخم كوك كوفته درافكنند سود دارد .
باب 14 - اندر تدبير رياضت :
شك نيست كه حرارت اصلى از تن مردم اندكاندك به تحليل خرج مىشود به سبب حركتها و انديشهها و بخارها كه پيوسته به طريق مسام بيرون مىشود « 1 » و هواى آن را « 2 » مىستاند و تدبير موافق از جهت باز آوردن عوض آنچه خرج مىشود رياضت است از بهر آنكه حرارتى كه مدد آن را شايد و از گوهر « 3 » آن است جز حرارتى كه از حركت رياضت خيزد نيست و همچنانكه « 4 » حرارت اصلى بدين سببها كه « 5 » ياد كرده آمد اندك خرج مىشود گواريدن طعامها و غذاها كه خورده « 6 » مىشود هر روز سببهاى گوناگون مختلف بود چنان كه روزى غذاهاى ناموافق اتفاق افتد « 7 » يا بيشتر از كفايت خورده « 8 » شود بدين سبب فضله اندر رگها بماند و به دفع « 9 » حاجت بود و چيزى كه اندر گواريدن غذا كه « 10 » امروز خواهند خورد يارى دهد و
هامش
( 1 ) . ب : مىشوند .
( 2 ) . ب : « را » ندارد .
( 3 ) . ب : و آن گوهر .
( 4 ) . ب : همچنان .
( 5 ) . ب : « ياد » ندارد .
( 6 ) . ب : خور خورد .
( 7 ) . ب : روزى غذا موافق افتد .
( 8 ) . ب : « شود » ندارد .
( 9 ) . الف : بداق .
( 10 ) . ب : « كه » ندارد .