تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
آن بود كه ميان شراب خوردن * يا اندر خواب مستى هلاك شود به مفاجا در جمله و از بسيارى شراب خوردن ، وسواس و ماليخوليا و بددلى و غفلت و فراموشكارى و راى ناصواب و ترسيدن اندر خواب و سكته و خناق و رعشه و فالج و نقرس و سرسام و ديوانگى و استسقا تولّد كند هر يكى از وجهى ديگر ، اما شراب زرد قوىتر بود خاصّه آنكه رنگ آتش دارد و آن پيران و مرطوبان را شايد . شراب سپيد و تنك محروران را موافق بود و شراب تلخ زود گوارد و سدّه بگشايد . شراب خوشبوى خداوند غش و خفقان را موافق بود . شراب ناخوشبوى دل و دماغ را زيان دارد و شراب مويز « 1 » خداوند مزاج سرد را و مزاج خشك را زيان دارد و شراب كهن حكم دارو دارد . شراب نو تمام نارسيده جگر را زيان دارد و باشد كه اسهال كبرى آرد هركه را شراب درد سر آرد . نقل او انار و آبى بايد و اگر اندر ميان هر چند پياله آب سرد خورد قوّت شراب از دماغ باز دارد و خداوند معده ضعيف اگر محرور بود نقل وى « 2 » حب الآس و آبى بايد و اگر مبرود بود كمون « 3 » و سعد و قرنفل بايد . شراب به ناشتا دماغ را و عصبها را زيان دارد و نيز تشنّج « 4 » و ديوانگى آرد ، مستى پيوسته مزاج جگر را تباه ( * ) . نسخهء « الف » از اينجا تا چند صفحهء بعد مخدوش است . از روى نسخه « ب » تصحيح شد .
هامش
( 1 ) . الف : مويزى . ( 2 ) . ب : « وى » ندارد . ( 3 ) . الف : مكون . ( 4 ) . ب : تشنج آرد .