تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
كند . كسى كه خواهد « 1 » زود هوشيار شود كافور و صندل ببوياند « 2 » و دوغ ترش و ترب « 3 » گداخته دهند . « 4 » كسى را كه خمار گيرد « 5 » پيش از شراب خوردن آب افسنتين دهند با مقدار دو دانگ ريوند چينى در شراب حل كرده خمار بگيرد « 6 » و ترنج پرورده معده گرم و ضعيف را سود دارد و طعام را بگوارد و بگيرند ترنج دانه « 7 » و از او به چهار پاره كنند و ترشى از وى « 8 » پاك جدا « 9 » كنند و پوست بر وى بگذارند « 10 » و هفت شبانه‌روز اندر آب و نمك كنند . « 11 » پس از آن آب و نمك بيرون آرند و در آب جوش نهند بىنمك و سه روز در اين آب بگذارند . « 12 » پس آب بريزند و بچشند اگر شورى مانده باشد يك روز ديگر « 13 » [ 16 - الف ] يا دو روز در آب جوش « 14 » نهند تا همه شورى از وى جدا شود و ديگر
هامش
( 1 ) . ب : خواهد كه . ( 2 ) . ب : مىبوياند . ( 3 ) . ب : برف . ( 4 ) . ب : خورد . ( 5 ) . ب : « گيرد » ندارد . ( 6 ) . ب : نگيرد . ( 7 ) . ب : « دانه » ندارد . ( 8 ) . ب : ترشى او . ( 9 ) . ب : « جدا » ندارد . ( 10 ) . ب : پوست او لختى بركنند سخت باريك و لختى بر وى بگذارند . ( 11 ) . ب : نهند . ( 12 ) . ب : هر روز آب و نمك تازه كنند . پس از آن از آب و نمك بيرون آرند و در آب جوش نهند بىنمك و سه روز در آب بگذارند . ( 13 ) . ب : « ديگر » ندارد . ( 14 ) . الف : خوش .