ببايد دانست كه جلاب « 1 » خامترى دهد ، اما طبع را نرم دارد و جلاب پخته غذا پيش دهد و سكنگبين صفرايى را بهتر بود . تشنگى بنشاند و مرطوب را نيز سود دارد . خاصّه سكنگبين بزورى يا عسلى از بهر آنكه سركه رطوبت را ببرد و صفرا را تسكين دهد ، ليكن سكنگبين پيوسته نشايد خورد ، از بهر آنكه قوّت سركه معده و جگر را ضعيف و عصبها را سست كند .
صفت شراب عود ، معدهء سرد را سود دارد :
بگيرند عود هندى و سك « 2 » بغدادى از هر يكى پنج درم . سنبل و قرنفل و مصطكى و جوز بوا از هر يكى دو درم . اين جمله را در صرّهاى كنند اندر دو من آب بجوشانند تا به نيمه باز آيد و يك من شكر برنهند و به قوام آرند و دانگى مشك بر « 3 » وى افكنند و حل كنند ، شربتى پنج درم يا « 4 » ده درم .
تدبير « 5 » شراب مسكر « 6 » : منفعتى بزرگ اندر شراب خوردن آن است كه حرارت اصلى و روح را برفروزد ، « 7 » اما چون بسيار خورده شد « 8 » حرارت اصلى از گواريدن « 9 » عاجز آيد و منفعت مضرّت گردد ، و هم « 10 »
هامش
( 1 ) . الف : خلاب .
( 2 ) . ب : شكر .
( 3 ) . ب : در .
( 4 ) . ب : تا .
( 5 ) . ب : صفت .
( 6 ) . ب : سكر .
( 7 ) . الف : روح برافروزند .
( 8 ) . ب : بسيار خوردن .
( 9 ) . ب : گوريدن .
( 10 ) . ب : و بيم .