جهت خداوند سودا را هليله كابلى كنند و تربد تراشيده و سه يك قدر هليله ، افتيمون و سه يك قدر ديگر بسفايج بياميزند ، شربتى بيست درم تا سى درم .
صفت شراب « 1 » سكنگبين بزورى از جهت خداوندان درد سپرز :
« 2 » بگيرند ريوند چينى و غاريقون و فوه و پوست بيخ كبر و پوست درخت بيد و كزمازو و افتيمون و غافت و تخم كشوت « 3 » و تخم كسناخ از هر يكى ده درم ، همه را اندر يك من آب و نيم من سركه تر كنند يك شب و بپزند تا به نيمه باز آيد . پس بپالايند و يك من شكر برنهند و به قوام آرند شربتى بيست درم تا بيست و پنج درم با « 4 » جلاب گرم دهند .
صفت شراب ريوند از جهت خداوند درد جگر و سپرز [ كه ] سدّه را بگشايد و طبع فرود دارد :
بگيرند ريوند چينى « 5 » چهل درم و غاريقون و تربد و بسفايج و تخم كسناخ از هر يكى بيست درم و اگر قدر « 6 » همه با قدر ( 7 ) ريوند چينى برابر بود روا باشد ، اما اگر تربد بيست درم ، زنجبيل سه درم و دو دانگ كنند روا بود و اگر با ريوند برابر باشد ، زنجبيل شش درم و چهار دانگ كنند همه را نيم كوفته اندر سه من آب بپزند تا به نيمه باز آيد ، پس بپالايند و شكر برنهند و به قوام آرند . شربتى بيست
هامش
( 1 ) . ب : « شراب » ندارد .
( 2 ) . ب : خداوند اسپرز .
( 3 ) . ب : « تخم كشوت » ندارد .
( 4 ) . الف : « با » ندارد .
( 5 ) . ب : « چينى » ندارد .
( 6 ) . ب : وزن .