تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
برنهند « 1 » و به قوام آرند ، شربتى بيست درم تا بيست « 2 » و پنج درم و اگر كسى خواهد كه بر اين شراب يك « 3 » شربت سقمونيا تركيب كند روا بود و قدرى مصطكى با وى يار كند . « 4 »

صفت شراب « 5 » هليله « 6 » از جهت خداوند [ ب - 9 ] تب گرم و وجع المفاصل گرم را نافع بود و طبع را نرم دارد :

بگيرند هليله زرد مقشّر صد عدد و اندر شيشهء « 7 » قنينه كنند و چندانى آب در او كنند كه يك انگشت « 8 » زير او برآيد و سه روز اندر آفتاب بگذارند « 9 » و بعد از آن آب « 10 » از وى بيرون كنند و نگاه دارند و قدرى آب صافى تازه ديگر در سر « 11 » اين هليله كنند و همچنان سه روز اندر آفتاب نهند تا همه طعم هليله بستانند و پس از آن آب را از وى بيرون كنند ، يعنى بپالايند « 12 » و پس هر دو آب را باهم بياميزند و صد درم ترنگبين برافكنند و بپزند و كفك « 13 » بردارند و به قوام آرند و اگر مقدار نيم من از اين شراب يك « 14 » مثقال سقمونيا حل كنند صواب بود . شربتى بيست درم تا « 15 » سى درم از
هامش
( 1 ) . ب : بر بنهند . ( 2 ) . ب : شصت . ( 3 ) . ب : « يك » ندارد . ( 4 ) . ب : كنند . ( 5 ) . الف : « شراب » ندارد . ( 6 ) . الف : حليله . ( 7 ) . الف : « شيشه » ندارد . ( 8 ) . ب : بند انگشت . ( 9 ) . ب : بنهند . ( 10 ) . ب : « آب » ندارد . ( 11 ) . ب : « سر » ندارد . ( 12 ) . ب : پس آن . ( 13 ) . ب : كف . ( 14 ) . ب : « يك » ندارد . ( 15 ) . ب : يا .