برنهند « 1 » و به قوام آرند ، شربتى بيست درم تا بيست « 2 » و پنج درم و اگر كسى خواهد كه بر اين شراب يك « 3 » شربت سقمونيا تركيب كند روا بود و قدرى مصطكى با وى يار كند . « 4 »
صفت شراب « 5 » هليله « 6 » از جهت خداوند [ ب - 9 ] تب گرم و وجع المفاصل گرم را نافع بود و طبع را نرم دارد :
بگيرند هليله زرد مقشّر صد عدد و اندر شيشهء « 7 » قنينه كنند و چندانى آب در او كنند كه يك انگشت « 8 » زير او برآيد و سه روز اندر آفتاب بگذارند « 9 » و بعد از آن آب « 10 » از وى بيرون كنند و نگاه دارند و قدرى آب صافى تازه ديگر در سر « 11 » اين هليله كنند و همچنان سه روز اندر آفتاب نهند تا همه طعم هليله بستانند و پس از آن آب را از وى بيرون كنند ، يعنى بپالايند « 12 » و پس هر دو آب را باهم بياميزند و صد درم ترنگبين برافكنند و بپزند و كفك « 13 » بردارند و به قوام آرند و اگر مقدار نيم من از اين شراب يك « 14 » مثقال سقمونيا حل كنند صواب بود . شربتى بيست درم تا « 15 » سى درم از
هامش
( 1 ) . ب : بر بنهند .
( 2 ) . ب : شصت .
( 3 ) . ب : « يك » ندارد .
( 4 ) . ب : كنند .
( 5 ) . الف : « شراب » ندارد .
( 6 ) . الف : حليله .
( 7 ) . الف : « شيشه » ندارد .
( 8 ) . ب : بند انگشت .
( 9 ) . ب : بنهند .
( 10 ) . ب : « آب » ندارد .
( 11 ) . ب : « سر » ندارد .
( 12 ) . ب : پس آن .
( 13 ) . ب : كف .
( 14 ) . ب : « يك » ندارد .
( 15 ) . ب : يا .