شربت چهل درم به آب سرد و شربت تمام « 1 » بر شصت درم بود .
صفت شراب سيب كه معده و دل ضعيف را موافق بود و « 2 » خفقان و تشنگى باز دارد :
بگيرند آب ترش و شيرين و بپزند تا به نيمه باز آيد و بر هر پنج من آب سيب كوهى دو من شكر برنهند و به قوام آرند .
صفت شراب غوره كه تشنگى و لهيب « 3 » بنشاند :
بگيرند آب غوره و بجوشانند تا به نيمه باز آيد و كفك بردارند و يك شب بنهند و صافى كنند و بر هريك من از اين آب ، نيم من شكر برافكنند و به قوام آرند و اندر وقت جوشانيدن مقدار قرنفل سوده و اندر صرّه بسته درافكنند و هر ساعت آن را در وى مىمالند و اگر چند شاخ نعنع تر يا « 4 » فلنجمشك تر به جاى قرنفل در وى بجوشانند روا بود تا بوى او « 5 » گيرد و طعم شراب خوش آيد .
صفت شراب تربد مرطوب [ كه ] طبع را نرم دارد و موافق بود :
بگيرند تربد سپيد تراشيده صد درم ، زنجبيل شانزده درم و چهار دانگ هر دو را نيم كوفته در چهار من آب فرغار كنند و يك شب بنهند « 6 » آنگاه بپزند « 7 » تا آب به نيمه باز آيد و بپالايند و پانصد « 8 » درم ترنگبين
هامش
( 1 ) . ب : تام .
( 2 ) . ب : و قى .
( 3 ) . الف : نهيب .
( 4 ) . الف : « يا » ندارد .
( 5 ) . ب : « او » ندارد .
( 6 ) . ب : نهند .
( 7 ) . ب : « بپزند » ندارد .
( 8 ) . ب : درم نرم .