تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
با شكر برنهند و به قوام آرند و نيم درم مشك [ الف - 9 ] سوده در اندكى از اين شراب حل كنند و آن را با جمله بياميزند تا هموار شود .

صفت شراب آبى :

بگيرند عصارهء آبى جوشانيده و به نيمه باز آورد ، يك من « 1 » عصارهء سيب كوهى نيم من ، شراب كهن نيم من ، انگبين نيم « 2 » من و بگيرند عود هندى كوفته دو درم ، مصطكى و زعفران از هر يكى يك درم ، بسباسه يك درم و نيم ، سنبل و قرنفل و جوز بوا و قاقله و دارچينى و زنجبيل از هر يكى نيم درم ، همه را نيم كوفته اندر صرّه كنند و هم بدان‌سان بپزند و يك درم سك و دو دانگ « 3 » مشك با وى بياميزند .

صفت شراب گل :

بگيرند برگ گل تازه دو من اندر ده من آب بجوشانند تا گل پخته شود و رنگ بگرداند « 4 » از آب بردارند و بيفشارند و ديگر باره هم در اين آب دو من گل ديگر بپزند تا پخته شود . از آب بردارند و بيفشارند « 5 » و دو من انگبين يا شكر برافكنند و به قوام آرند و اگر در ديگ آب پنج بار يا هفت بار گل تازه كنند بهتر بود و اين را شراب الورد مكرّر گويند و از گل خشك كنند . طبع فرود آرد . بگيرند گل سرخ يك رطل بغدادى در چهار رطل آب صافى بپزند تا به يك رطل باز آيد و بپالايند و يك رطل شكر طبرزد برنهند و به قوام آرند و
هامش
( 1 ) . ب : « بگيرند آبى جوشانيده و به نيمه باز آورده يك من » ندارد . ( 2 ) . ب : « نيم من » ندارد . ( 3 ) . ب : درم . ( 4 ) . ب : « و رنگ بگرداند » ندارد . ( 5 ) . ب : « و ديگر باره . . . بيفشارند » ندارد .
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 40 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق