گويند و « موجه » به لغت رومى « ططريوغنون » گويند و به لغت پارسى « گل روسبيجه » و گلاب را به لغت رومى « هيدروسطون » گويند . و جورجس در كناش ذكر خمر ورد كرده است و عيسى او را به جلنجبين تعبير كرده است و جلنجبين معرب گلنجبين است .
( صيدنه ص 708 ) . ورد را جل خوانند به پارسى گل گويند و هر نورى و زهرى كه بود آن را ورد خوانند و گل سرخ را جوجم خوانند و گل سفيد را وثير گويند و نيكوترين آن تازه پارسى بود كه هنوز نشكفته باشد و رايحهء وى قوى بود و به غايت سرخ بود .
( اختيارات ص 443 ) .
هال :
بعضى او را هيال گويند به لغت پارسى قاقلهء نر گويند و به سريانى « شوشمانيثا » گويند و به هندوى « ششمير » و « شوشمير » گويند و بعضى از هند « هيل » گويند و بعضى گويند هال و شمشير ، « قاقله خرد » را گويند و « هيل » « خيربويا » را گويند و رسايلى ششميرى گويد و تفسير او به « هال » كرده است و به هندى « الاچى » نيز گويند و هال به هيأت خرد باشد به مقدار « قاقلهء خرد » كه او را درهم شكسته بوند و بوى او به بوى قاقلهء نزديك است . ( صيدنه ص 716 ) . ( و نيز نگاه كنيد به قاقله ) .
هريسه :
از اغذيهء مشهور است و بهترين حبوب و لحومى كه از آن ترتيب يابد ، گندم و گوشت مرغ است گرم و تر و كثير الغذا و مسمن بدن و گرده و مقوى عصب و باه و موافق سرفه و خشونه سينه يابس المزاج است و دير هضم و مستدد و مصلحش در محروررين سكنجبين و در مبرودين انگور و بالخاصيه افكندن قدرى انگور در ديگ هريسه مرفق قوام اوست . ( تحفه ص 262 ) .
هليلج :
به لغت رومى « هليلقون » گويند و به هندوى « هرلا » گويند و « هرين » گويند و در زعم بعضى از اهل هند آن است كه « هرلا » ديگر است و « هرين » ديگر و اصناف « هليله » چهار است : يك صنف از او « هليله زرد » است و اين صنف را نارسيده از درخت باز كنند و صنف دوم آن است كه « هليله سياه » هندى است و اين نوع آن است كه