تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
از « گل هندى » خوشبوى و لون او سرخ است و برگ اين گل و قمعهاى او به گلنار مشابهت دارد . رازى گويد « نارمشك » شكوفهء درختى است كه او را « تافاشى » گويند و ارجانى گويد « نارمشك » پوستها باشد با قمعهاى شكوفه به هم آميخته و به « بسباسه » ماند . ( صيدنه ص 681 ) . ناغبيست خوانند و آن اقماع رمان هندى است و صاحب منهاج گويد فقاحى و قشرى و اقماعى بود مانند بسباسه ، اما مؤلف گويد فقاحى بود . ( اختيارات ص 431 ) . نارمشك لغت فارسى است به معنى مسك الرمان و آن را فارغيت نيز نامند و در قفطارغان در قانون به اسم سوربار و مذكور است و گويند به هندى ناكيسر خوانند و در ماهيت آن اختلاف است . ( مخزن ص 860 ) .

نانخواه :

نانخنه و نانوخيه گويند و به شيرازى زينان گويند و نانخواه اسمى پارسى است و معنى آن طالب الخبز بود ، يعنى طلب كنندهء نان و نيكوترين آن بود كه زرين تازه بود و خوشبوى كه مايل به سرخى بود . ( اختيارات ص 430 ) . « نانخواه » را به لغت رومى « امى » گويند و به سريانى « نينيا » خوانند و « ننعا » هم گويند و ديسقوريدس گويد « امياس » گويند . بشر گويد او را به پارسى « نغن خالان » گويند و نانخواه گويند و به هندى جوان گويند . ( صيدنه ص 684 ) .

نرگس :

نرجس دخيل است در لغت عرب و نرگس ناشكفته كه غنچه او به شبه گنبد شود و عرب او را « قهد » گويد و چون شكفته شود او را « تفاتيح » گويند و « عيون » گويند عرب نرجس را عبهر گويد و ياسمين از وى عبارت كنند و در عرب نرگس مختلف الانواع است از دشتى و بستانى . ( صيدنه ص 690 ) .

نطرون :

بشر گويد « نطرون » « بوره سرخ » است و به لغت سندى او را « نطراوس » گويند . و گفته‌اند « نطرون » « بوره » اى است كه از قاين به اطراف برند و به لون سرخ است و ابن ماسويه گويد « نطرون » برگى است زرد و ابو زيد بلخى در كتب كيمياى خود آورده است كه « نطرون » « بوره ارمنى » است و گفته كه او دو نوع است يك نوع سپيد است و به وزن
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 376 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق