تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
بر درخت رسيده شود . آن‌گاه او را از درخت باز كنند و به هيأت فربه وش بود و صنف سوم « هليله كابلى » است و او بزرگتر باشد به مقدار و اين صنف هم فربه وش باشد و صنف چهارم آن است كه جرم او خشك باشد و باريك و نزاروش و او را به « چينى » تعريف كنند و آنچه نيكوتر است از اين نوع آن است كه اطراف او تيز باشد به شبه منقار و آنچه مختار است از « كابلى » علامت او آن است كه جرم او نرم و هموار باشد و در قعر آب بنشيند چون در آب انداخته شود و بر جرم او گوشت بيشتر باشد و لون او به سرخى مايل بود . ( صيدنه ص 719 ) .

هليله :

ارجانى گويد جملهء اصناف هليله سرد است در درجه اول و خشك است در دو درجه و هليله زرد مسهل صفراست و هليله سياه هندوى مقوى است و كابلى و هندى هر دو مقوى است . ( صيدنه ص 1026 ) . اصناف است و بهتر آن زرد و خرد باشد و خام و هليله سياه و آن خردتر از مجموع و كابلى آن از هر دو نوع بزرگتر است و چينى آن منقار دارد و بهترين همه آن است كه صلب و گران و در تك آب نشيند . ( اختيارات ص 451 ) .

هليون :

اسم رومى است . به لغت فارسى « هليون » را مارچوبه گويند . جالينوس گويد « هليون دشتى » را « اسپاراغوس » گويند . هليون دانه‌اى است و لون او سياه است و بر جرم او نقطه‌هاى زرد باشد و جرم او در غايت سرخى بود و در نظر درفشان نمايد . ( صيدنه ص 719 ) . به پارسى مارچوبه خوانند و ماركيا گويند و اهل مغرب و اندلس اسفراج گويند و نيكوترين آن بستانى بود و تازه . ( اختيارات ص 451 ) . لغت رومى است و به عربى خشب الحيه و به فارسى مارچوبه و اهل مغرب اسفراج و به فرنگى سپارك و به هندى ناكرون نامند و هليون دشتى را اسباراغوس گويند . نباتى است بستانى و غير بستانى . ( مخزن ص 889 ) .

هندبا :

و هندبا به الف ممدوده و مقصوره از تره‌هاست ، يعنى نبات او را در فصل تابستان