تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
« نيلوپرك » گويند و چنين گويند كه نبات « نيلوفر » و « خيرى » و نباتى كه او را « ورد الشمس » و « ورد المحوس » گويند . ( صيدنه ص 700 ) . لينوفر خوانند و به سريانى كرنب الماء و به يونانى نيمقا و حب وى حب العروس خوانند و گويند خلاف است و نيكوترين نيلوفر بغدادى است كه گل وى آسمان‌گون است . ( اختيارات ص 440 ) . نيلوفر معرب از نيلوپهل هندى است ، زيرا كه نيل به زبان هندى به معنى آب و پهل به معنى ثمر است و به يونانى نميقا و به عربى كرنب الماء و حب آن را حب العروس و به زبان بنگله سپلا و كوئين نامند و عربى آن را به مصر عرايس النيل گويند . ( مخزن ص 879 ) .

وج :

به لغت رومى « وج » را « اقيرون » گويند و اطباى ديگر « اقارون » و به سريانى « وص » گويند و به پارسى « ويرج » گويند و در ماوراء النهر و فرغانه « ورج » و « فريژ » و « فريج » . سه لفظ از وى عبارت كنند و به لغت تركى « اكر » گويند و اهل رى نيز « اكر » گويند و از انواع او نيكوتر آن باشد كه لون او سپيد باشد و جرم او درشت و ستبر بود و خوشبوى باشد و آنچه منبت او در قنسرين و عموريه باشد بدين صفت است . و به لغت هندى او را « بح » گويند . ( صيدنه ص 704 ) . آن را عود الوج و به يونانى اقورون و به فارسى اكر تركى و به هندى بچه نامند . نباتى است كه در قوت قريب به ايرساست و در آبها مىرويد ، مانند بردى و به فارسى سوسن زرد گويند . بهترين همه سفيد بزرگ خوش‌بو پر كره آن است و مستعمل بيخ آن و جالينوس گفته كه خوش‌بو نيست و در سنبله مىرسد . ( مخزن ص 880 ) .

ورد :

عرب گل زرد و سرخ را « حوجم » گويند و گل زرد را « وعاط » گويند و گل سفيد را « وتير » گويند و ورد اسم جنس است و بدين معنى هريك را از انواع گل به « ورد » تعريف نشايد كردن و از پس او صفت خاص كه مراد گوينده باشد با او ختم كنند ، چون زرد و سپيد و مانند آن و آنچه به لون سرخ است اصناف او مختلف است و گل عراقى و دمشقى گل سرخ را گويند و گل را به لغت رومى « افيوس » گويند و به سريانى « وردا »