تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

ماء :

به لغت سريانى او را « ميا » گويند و به روى « اديرون » گويند و به پارسى « آب » گويند و به هندوى « پانى » گويند و آب خوش را به رومى « ابيقون » گويند و آب شور را « الميرون » گويند و به سريانى « مليحا » گويند . ( صيدنه ص 643 ) .

ماء الجبن :

به پارسى آب پنير گويند . ( اختيارات ص 406 ) . ماء الجبن به تشديد نون زرداب شير است كه از شير بريده و منعقد از پنير مايه گيرند . ( تحفه ص 237 ) .

ماء العسل :

گرم بود . قوت معدهء سرد بدهد و اشتها بياورد و بول براند و مرضهاى سرد را نافع بود و مسهل طبيعت بود . ( اختيارات ص 407 ) .

ماء اللحم :

بايد كه از گوشتى محمود بود مانند بره حولى و چپش و سودمندترين چيزها بود جهت منفعت دل و صفت آن بقرع و انبيق گيرند و آن مانند عرقى بود در غايت قوت . ( اختيارات ص 406 ) .

مازريون :

بولس گويد « مازريون » « خامالاون سپيد » است و درخت او به درخت سماق ماند و برگ او ستبر باشد ، چون برگ زيتون و برگ انار و او را از كرمان و طبس به اطراف برند و مازريون لغت سريانى است و به يونانى « ليمغيازو » گويند و « ليمدباروس » گويند و « قوقورس » گويند . و او انواعى است از انواع « يتوعات » و آنچه به لون سياه باشد كشنده است . ( صيدنه ص 638 ) . خامالا گويند و آن دو نوع بود : يك نوع را اشخيص خوانند و آن مازريون سفيد بود و گفته شد و يك نوع ديگر مؤلف گويد به شيرازى مست رو خوانند و به فارسى هفت برگ خوانند و ورق آن از ورق زيتون كوچكتر بود و از ورق مورد بزرگتر و سبزتر و لون آن به زردى زند و نيكوترين آن نوع بود . ( اختيارات ص 403 ، مخزن ص 809 ) .

ماش مقشر :

ماش رامج خوانند به شيرازى بنوماش گويند و بنوسياه خوانند . ( اختيارات