تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
پارسى « زبان گاو » گويند و نبات او را برگهاى پهن باشد و درشت . ( صيدنه ص 627 ) . به فارسى گاو زبان نامند . برگ نبات او با خشونت و ستبر و مايل به سياهى . ( تحفه حكيم ص 230 ) . به فارسى گاو زبان و به يونانى فو و به لاتينى بكلورم و به لغت ديگرى را اجم و به هندى سناهوى نامند . ( مخزن ص 787 ، قرابادين كبير ص 381 ) .

گشنيز :

كربزه ، كرزه نيز گويند و به يونانى قوريون و به پارسى گشنيز گويند . و نيكوترين آن بستانى بود . ( اختيارات بديعى ص 376 ) . جلجلان به پارسى گشنيز خشك گويند . ( اختيارات ص 97 ) . جلجلان : خليل بن احمد گويد نوعى است از انواع تره‌ها كه پارسيان او را گشنيز گويند و عرب تخم او را جلجلان گويد . ( صيدنه ص 214 ) . كزبره لغت عربى است و يا معرب از كزبرناد سريانى است و جلجلان نيز نامند و به يونانى بردنمائمون و به نبطى فاتره و به سريانى كزبرنا و به فارسى گشنيز و به هندى دهنيه نامند . و ديسقوريدوس فوريون نامنده و بعضى گفته‌اند كزبره اسم نبات جلجلان است كه گشنيز خشك باشد و به هندى نبات آن را كوتهمير گويند . ( مخزن الادويه ص 376 ) . ابو ريحان مىنويسد : كزبره گشنيز را گويند و به تازى كزبره و كسبره و به سريانى كزبرنا و به هندويى به همين و روغن گشنيز را قوريون گويند و عربها كزبره را تقده نيز گويند . ( صيدنه ص 32 ، 55 ) .

گز -

طرفا

گل ارمنى :

گل را به لغت عرب طين گويند و به رومى « فيلوس » گويند و سريانى « طينا » گويند و به هندى « ماتى » گويند و گل ارمنى گلى است كه از زمين ارمينيه كه به زمين قبادوقيا نزديك است به اطراف برند و او را « سنگ ارمنى » گويند به سبب صلابت جرم او . ( صيدنه ص 464 ) . گلى است سرخ رنگ كه به تيرگى مىزند و اسحق بن عمران گويد سرخى بود كه به سياهى زند و خوشبوى بود و مذاق وى ترابى و به زبان چسبد . ( اختيارات ص 287 ) .