تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
آن استخوان از او جدا شود . و گفته‌اند « زبد البحر » پنج نوع است . ( صيدنه ص 232 ) . به پارسى كف دريا خوانند و آن پنج نوع است : يك نوع به شكل اسفنجه فربه بود و ستبر و بوى وى مانند ماهى و در ساحل دريا بسيار بود و نوع دوم به شكل ناخنهء چشم بود يا اسفنجه و بسيار تجويف بود و بوى وى مانند بوى طلحب بحرى بود و نوع سوم به شكل كرم بود و وى را ميسنون و به شيرازى كرم ايوب خوانند ، نوع چهارم به صوف چركن ماند ، بسيار تجويف و سبك و نوع پنجم به شكل مانند فطر بود وى را بوى نبود و باطن وى خشن بود مانند قيشور و ظاهر المس . ( اختيارات ص 199 ) . زبد البحر را به فارسى كف دريا و به هندى سمندر بهمن نامند و گفته‌اند آن جسمى است مركب است از اجزاى لطيفه ارفييد و اجزاى هوانيه مجتمعه با رطوبت دريا . ( مخزن ص 463 ) .

كمادريوس :

كمادريوس را به لغت سريانى « بلوط ارضا » گويند و « كمادريوس » به لغت رومى است و او را شاخه‌ها باشد با شكوفه درهم شكسته شده و خفچه او به ستبرى مقدار شاخه‌هاى « سپرغم » باشد و لون او خاك فام است به لون سبز آميخته . هرچه كهنه باشد از او نيكوتر بود و غالب بر طعم و تلخى است و تيزى . و « كمادريوس » و « كمافيطوس » مشابه‌اند جز آنكه برگ باشد و از هر دو نوع آنچه لون او سبزتر باشد و كهنه نباشد . بهتر بود . ( صيدنه ص 604 ) . كماذريوس : معرب ماذريوس يونانى است به معنى « بلوط الارض » و گفته‌اند لغت رومى است و به يونانى مقيغرون و به فارسى رانداروى تلخ و به شيرازى مانداروى تلخ و به فرنگى كميداس نامند . ( مخزن ص 758 ) .

كمافيطوس :

دارويى است از انواع نبات و شاخه‌هاى او باريك بود و لون او به سياهى زند و برگ و شكوفه او تيره‌رنگ است و كمافيطوس به لغت رومى است و به سريانى او را « مرارات كيفا » گويند و به پارسى شمسب گويند و بولس او را « حامافيطوس » گفته است . محمد زكريا گويد او را شاخه‌ها باشد با شكوفه به هم آميخته و بعضى از او به لون سرخ بود كه به سياهى زند و بعضى به لون سبز باشد . ( صيدنه ص 602 ) . كمافيطوس