تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧

كرويا :

عرب « كرويا » را « تقرد » گويد و « تقده » نيز گويند و جالينوس « قارو » نام كرده است و حمزه گويد « كرويا » « شاه زيره » است . ( صيدنه ص 591 ) . معرب كراوياى بطينى و يا كراوى سريانى است و به يونانى ازحسيون و به سريانى كراوى و به رومى فادرونى و به عربى تقده و تقرد و كمون رومى و بعضى كرنفاد و به فارسى كرويه و زيرهء رومى و شاه زيره نامند و ديسقوريدوس قاروا ناميده . ( مخزن ص 744 ) .

كزمازو :

جزمازج ، ثمرة الطرفا بود . به پارسى كزمازك گويند . ( اختيارات ص 96 ) . جزمازج ثمرة الطرفاست و معرب از كزمازو است . ( تحفه ص 72 ) . در صيدنه تحت عنوان گزمازك آورده شده به لغت پارسى گزمارك گويند و به هندويى « اوهيو » و « مائن » و « سكور » هم گويند و او ميوه درخت گز است . ( صيدنه ص 597 ) .

كشوت :

ليث گويد كشوت نباتى است كه او را بيخ نبود و لون او زرد باشد و او بر درخت خار و امثال آن از درختى كه ساق او كوتاه باشد تعلق كند و عرب كشوثا « زحموك » را گويند و رازى گويد او نباتى است كه به رشته‌ها ماند به هيأت باريك بود و بر درخت خار تعلق كند و او را برگ نبود و شكوفهء او خرد باشد و لون او سپيد بود . ( صيدنه ص 600 ) . و اكثوت نيز آمده . لغت عربى است و بعضى گفته‌اند معرب است و كشوثا نيز گويند و به يونانى بثروطوس و به سريانى و ناورغبا نيز و به رومى كشمورين و به فارسى برش و به هندى امل بيل و اكاس بيل و امرلته نيز نامند و گفته‌اند كه به فارسى زحمول نامند و گفته‌اند زجمول نام تخم كشوث است . ( مخزن ص 748 ) .

كف دريا :

را به لغت رومى « القيونيا » و « اقونيا » و به سريانى « كفراديما » گويند و به هندوى « سمدربهين » گويند و او پوست نوعى است از حيوان دريا و معدن او در بحر عدن است و نهايت اندازهء او به دستى باشد و يك استخوان در تن او بيش نبود و آن استخوان بر پشت او باشد و « زبد البحر » آن استخوان باشد و طريق تحصيل او آن است كه چون او را بگيرند استخوان از او جدا كنند يا چون بميرد و آب دريا بر سواحل بيندازد
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 357 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق