فراسيون :
بيخ او را « براسيون » گويند و به لغت رومى « براسيون » رنگ سبز را گويند و او به « جعده » ماند و او را اطبا « صوف الارض » گويند و هيأت او آن است كه خفچههاى او درهم شكسته باشد و به لون سرخ بود و جرم او مزغب بود و به ليف ماند و چون بسوده شود در دست نرم نمايد و زود شكسته شود و به شاخ درخت پنبه ماند و چون بار او خشك شود لون ميوهء او به ميوهء درخت چنار ماند و جالينوس در كتاب ترياق آورده است « فراسيون » گندناى كوهى است . ( صيدنه ص 515 ) . فراسين گويند و حشيشة الكلب گويند و صوف الارض نيز گويند و آن كراث جبلى بود به پارسى گندناى كوهى است . ( اختيارات ص 323 ) . به يونانى فراسين و برسون و به لاتينى ماد او يتيم و به عربى علقسا جهت آنكه تلخ است و هر چيز تلخ را علقم نامند و به فارسى افنان سرو كورار به معنى كراث جبلى كه گندناى كوهى باشد گويند و لفظ كرويا ، يمكن كه تصحيف از كورار باشد . ( مخزن ص 649 ) .
فرفيون :
بيخ فرفيون را به لغت رومى « اوفربيون » گويند و معنى او به پارسى خورنده باشد و محمد زكريا گويد فرفيون ، صمغ مازريون است و لون او سرخ بود كه به زردى زند اما جالينوس در ميامير كه يكى از تأليفات اوست گويد فرفيون شير نوعى از خار است . ( صيدنه ص 516 ) . آن را فريبون و افربيون و ابرليون نيز نامند . و آن را گل بنفشه و حافظ اطفال و به بربرى تاكسوت و به رومى فوطينوس و به يونانى كماليون و اهل مصر و شام آن را لبانهء مغربيه خوانند در ماهيت آن اختلاف بسيار است . بعضى لبن مازريون و بعضى لبن زقوم دانستهاند . اصح همه اقوال قول غافقى است كه روايت كرده كه لبن دو نوع نبات است يكى شبيه به نبات كاهور پرشعبه و خارناك و پرشير و دوم برگ آن سياه و شاخههاى آن مفروش بر روى زمين و خارهاى اين باريك و تيزتر و شير اين بيشتر و ( مخزن ص 651 ) .
فطراساليون :
تخم كرفس كوهى بود و آن دانه سياه طولانى شكل بود . ( اختيارات ص