تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
آورند و آن معروف بود به دربندى . ( اختيارات بديعى ص 332 ) .

فيقرا :

به لغت يونانى به معنى تلخ است و از تأليفات بقراط و نافع است در امراض سر و رافع انجزه دماغى است و منقى معده و مواد بلغمى و ماده حبوب مسهله و گويند مضر كرده است و مصلحش عناب و قدر شربتش تا دو مثقال و قوتش تا دو سال باقى است . ( تحفه حكيم ص 302 ) .

قاقله :

دو نوع است نوعى از او خرد است و نوعى ديگر بزرگ‌تر از انواع اول و هرچند بزرگ است از او تخم او در غلاف باشد و به هيأت به غلاف نوع سپندان ماند بر سر نبات او و لون او سياه باشد و غلاف دانهء او گرد باشد و در هريك از غلاف او سه خانه باشد و تخم او سه‌گان سه‌گان به هم برگرفته بود در غلاف و مزه او به مزهء كافور ماند و او در غايت عزت و تقوم بود به نسبت داروهاى ديگر را . ( صيدنه ص 535 ) . به يونانى قطيداوس و به سريانى شرفيون و شوشما و به فرنگى كرده موم و به فارسى هيل و به عربى هال و به هندى الابچى نامند و در ماهيت از جمله اقاويهء عطريه است و ثمرى است هندى . دو نوع مىباشد كبير و صغير . قاقلهء كبار را قاقله ذكر و قاقله زنجى را به هندى برى الايچى نامند . ( مخزن ص 669 ) . دو نوع است بزرگ و كوچك از آن بزرگتر از جوزبوا بود و حب آن مانند پنبه دانه بود بزرگتر به بزرگى و پوست آن صلب بود و رنگ وى سرخ بود كه به سياهى زند و قاقلهء كوچك را شوشمير خوانند و خيربوا و هال بوا و هيل بوا گويند و آن سه نوع بود : يك نوع به مقدار جوزبوا ليكن مثلث شكل بود و دانهء ايشان نزديك يكديگر بود و يك نوع هيل است و گويند لطيف‌تر از بزرگ بود و بزرگ را نر خوانند و كوچك را ماده . ( اختيارات ص 335 ) .

قثاء الحمار :

به رومى « قثاء الحمار » را « اغرسوقويس » گويند و عصارهء او را « ايطرون » گويند و صهاربخت « اطريون » گفته است و به يونانى « فقلمينوس » گويند و به لغت لاتينى « ميلوترا » نيز گويند و معنى او به پارسى « سيب خاكى » باشد و او را قثاء برى نيز
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 346 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق