( اختيارات ص 38 ، 324 ) .
فلوس خيار شنبر :
خيار شنبر به پارسى و هندى خيار چنبر خوانند و وى هندى و كابلى و مصرى بود . بهترين وى هندى بود كه ستبر و سياه رنگ بود رسيده و فلوس وى براق بود و پوست وى رقيق بود . ( اختيارات ص 157 ) .
فوفل :
بعضى از فوفل سياه بود و بعضى سرخ . ارجانى گويد فوفل ميوه درخت است و جرم او به اندازه فندق باشد و بزرگتر نيز بود و گرد تمام نبود و از يك طرف او سوراخى باشد . ( صيدنه ص 532 ) . ثمرى است كه در قوت مانند صندل سرخ بود و درخت وى مانند درخت نارگيل بود . ( اختيارات ص 331 ) . معرب از كوبل هندى و به سريانى فوفلا و به رومى اورسيمون و به يونانى ضيموطوس و به هندى سپارى نامند و آن ثمر درختى است كه در هند و دكهن و بنگاله به هم مىرسد و نبات آن شبيه به نخل است . ( مخزن ص 663 ) .
فوة الصباغين :
ليث گويد « فوة الصباغين » به پارسى « روين » را گويند و به لغت تازى بود و « روناس » نيز گويند و اهل جرجان « روغناز » گويند و به رومى « اوروذيس » گويند و به هندوى « مجيت » گويند و يك نوع را از او پيوندهاى اندك بود و نوع ديگر را پيوندها بسيار باشد و از جملهء انواع او « روين بردعى » باشد و از پس بردعى « روين زوزنى » است و نوعى از او به بلخ باشد و او را « روين حفصى » گويند و نبات او در اول سبز بود و چون رسيده شود لون او سرخ شود و چون رسيدگى او به كمال رسد سياه شود و بيخ او سرخ باشد و باريك . ( صيدنه ص 528 ) . به عربى عروق الصباغين و فوة الصبع و به يونانى دوذريوس و به فارسى روناس و رودك و رودانك و به هندى مجتيهه و به فرنگى روبيه و فوهء صغير را به لاتين البيسم و به بربرى روبيه منور نامند . ( مخزن الادويه ص 664 ، قرابادين كبير ص 318 ) . معروف بود به فوت الصباغين و به پارسى روناس گويند و آن بيخى است سرخ و نيكوترين وى آن بود كه سرخ و باريك بود كه از ارمن