زود درهم شكسته شود و ميانهء او سپيد بود و جرم او تو بر تو باشد و به همديگر بركوفته باشد و بعضى از اجزاى او فرو ريخته باشد از جرم او و آنچه نر بود جرم او هموار بود و نبات او را بر هر موضعى بيابند و اختصاص به موضعى ندارد . ( صيدنه ص 503 ) .
غاريقون چيزى است شبيه به بيخ پوسيده اشجار سالى خورده كهنهء پوسيده مانند درخت انجير و امثال آن و يا ريشهء پوسيده گشته به سبب تعفن آنهاست . ( مخزن ص 630 ) .
غاليه :
از ادويه مركبه قديمه است كه گفتهاند از مخترعات جالينوس و اصل آن مركب از عنبر و حصى لبان و روغن به آن سه جزو و عرقهاى خوشبوست . پس جهت اعراض و اغراض ديگر عود هندى و مسك و رامسك و لادن و امثال اينها اضافه مىكنند . ( مخزن ص 633 ) . از مركبات قديمه و مخترع او جالينوس است و اصل او مشك و عنبر و روغنبان و حسن لبه و عرقهاى خوشبوست كه به حسب احوال عود و مشك و رامك و موم و لادن و امثال او اضافه نمايند . ( تحفه ص 190 ) .
غبيرا :
به پارسى سنجد گويند . ( اختيارات ص 315 ) . ليث گويد غبيرا نوعى است از انواع ميوهها و لفظ وحدان و جمع در او يكسان است و به فارسى سسنك گويند و سلس نام فريشتهاى است . ابو حنيفه گويد او را غبيرا بدان گويند كه برگ او به لون اغبر باشد و پارسيان او را سنجد آردك گويند . ( صيدنه ص 505 ) .
غوره :
ميوه نارس انگور داراى رنگ سبز و طعم ترش است . ( گياهان دارويى ج 1 ، ص 364 ) .
فانيد :
به لغت رومى « فانيذ » را « هنديقون » گويند . قند عصارهء نيشكر را گويند . چون منجمد شود . « پانيذ » از او سازند . ( صيدنه ص 513 ) . بهترين آن بود كه از قند سفيد سازند و وى غليظتر از شكر بود . ( اختيارات ص 319 ) .