ماهيت آن اختلاف است مالقى و بغدادى و انطاكى و غير اينها گفتهاند نباتى است مجعد و بر روى زمين مفروش و از زمين بلند نمىشود . ( مخزن ص 785 ) .
عصاره غافت :
غافت بهترين وى فارسى بود كه از كوهستان حوالى شيراز آورند و رومى نيز نيكو بود . ( اختيارات ص 313 ) .
عصاره قثاء الحمار :
به رومى قثاء الحمار را اغرسوقويس گويند و عصارهء او را « ايطرون » گويند و به پارسى « سيب خاكى » گويند . از عصارهء او آنچه سبز باشد و سبك بود و سال زيادت بر او گذشته باشد نيكوتر بود . ( صيدنه ص 539 ) . به پارسى خيارزه سپند گويند و آن قثاذ برى است و اهل اندلس علقم خوانند و آرد قثاى نيز گويند و به يونانى اسفيراو اغريوس و عصارهء ثمر آن را اطريون گويند . ( اختيارات ص 338 ) .
عصارهء قنطوريون :
چنين آوردهاند كه قنطوريون دو نوع است : يك نوع از او بزرگتر باشد و اين نوع را « لوفاى بزرگ » گويند و چون به تازى از او عبارت كنند « لوفاى كبير » گويند و به لغت عرب او را خصى الثعلب گويند و نوعى ديگر باريكتر باشد به هيأت و قنطوريون خرد را بعضى « لوفاء الصغير » گويند . اين را لمنيسون نيز گويند . ( صيدنه ص 569 ) .
عصاره لسان الحمل :
به لغت رومى لسان الحمل را « ارنوغلوسن » گويند و به پارسى زهرگوش و خرگوش خوانند و به يونانى « بره » را گويند . « ارنو » ، « غلوس » زبان را گويند و به لغت لاتينى او را « بلطيريمون » گويند و گويند لسان الحمل دو نوع است و آنچه بزرگتر است به مقدار منفعت در وى بيش است . ( صيدنه ص 628 ) . نباتى است مانند زبان بره و به شيرازى آن را ورق بارتنك خوانند و آن دو نوع بود بزرگ و كوچك و ورق بزرگ بزرگتر بود . ( اختيارات ص 396 ) .