تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
گويند . ليث گويد « صبر » عصارهء درختى است كه برگهاى او دراز باشد و ستبر و تيره رنگ و به نيام كارد ماند و نبات او را « اسفودالس » گويند و شكوفهء او سپيد باشد و ميوهء او به ميوهء « اسفودالس » ماند و صبر صمغ اين درخت است و نيكوتر او صبر سقوطرى است و لون او سرخ بود و بوى او خوش بود و جرم او ريز شونده باشد ، چنان كه چيزى در دست ماليده شود و تلخى در طعم او كمتر باشد و نوع ديگر « صبر شحمانى » است و نوع ديگر « صر عدنى » است و نوع ديگر « صبر حصرمى » است . ( صيدنه ص 438 ) .

صمغ :

لغت عربى است به يونانى فوقمينون و به سريانى قامون و به رومى دينون و به فارسى ارد و به شيرازى ازدو و به هندى كوند نامند . ماهيت آن رطوبتى است كه از تنه بعضى اشجار تراوش مىكند و مراد از مطلق آن صمغ عربى است كه از درخت ام غيلان كه مغيلان نيز نامند حاصل مىگردد و بهترين آن زرد مايل به سفيدى صاف شفاف براق آن است كه چون در آب اندازند و زمانى بماند منتفغ نگردد . ( مخزن الادويه ص 570 ) . هرچه از درخت ترشح كند كه منجمد شود عرب او را « صمغ » گويند و قطعه‌اى را از او « صمغه » گويند و جمع را « صمغ » گويند . و از جملهء انواع او « صمغ عربى » نيكوتر باشد و علامت زيادتى جودت در او آن است كه پاكيزه بود و در او خس و خاشاك نباشد و صمغ عربى از ام غيلان حاصل آيد . ( صيدنه ص 448 ) . صمغ عربى بهترين صمغها بود و نيكوترين آن صافى و بىچوب بود و سفيد باشد و چون در آب نهند زود گداخته شود . ( اختيارات ص 269 ) .

صمغ البطم :

علك البطم است به پارسى « نباست » گويند و به شيرازى « كندر » . ( اختيارات ص 270 ) .

صمغ عربى -

صمغ

صندل :

ليث گويد صندل چوبى است و بعضى از او به لون زرد بود و بعضى سرخ و