تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١

شراب ميبه :

آب به ترش دو رطل ، آب سيب ترش يك رطل بجوشانند تا به نصف رسد و اگر با يك رطل عسل و يك رطل شراب كهنه بجوشانند تا غليظ شود كف بگيرند . عود ، زعفران ، مصطكى ، بسباسه ، سنبل الطيب ، قرنفل ، جوزبوا ، هيل ، قاقله ، كبار ، دارچينى ، زنجبيل مشك ، سك ساييده اضافه نمايند . ( تحفه ص 336 ) .

شراب نعنع :

آب نعناع افشرده بيست رطل ، خردل سرخ بيست رطل ، شب يمانى يك رطل ، نرم ساييده با نودل خميرمايه در هزار و دويست رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد . پس صاف نموده با ششصد رطل عسل به قوام آورند . ( تحفه ص 332 ) .

شعر :

به معنى موى است .

شفتالو :

برگ درخت « خوخ » كه به پارسى شفتالو گويند سودمند است مر دفع كرم شكم او كدو دانه را . ( صيدنه ص 283 ) . خوخ به فارسى شفتالو و به هندى آرو نامند و آن دو نوع است آنچه پوست آن نازك و رنگارنگ و سفيد و سرخ و زرد و مزغب و از گوشت جدا گردد آن را هلو نامند و غير آن را شفتالو كاردى . و شفتالو نيز دو نوع مىباشد . لطيف و شاداب و غير لطيف و شاداب و همه اجزاى درخت آن تلخ مىباشد . ( مخزن ص 406 ) .

شقاقل :

بيخ گزر دشتى را گويند و دوقو تخم او را گويند و او را از سمرقند به اطراف برند و به هندى كيركاكول گويند . ( الصيدنه ص 369 ) . اشقاقل ، شقاقل و ششقاقل و شقيقل نيز گويند و آن جزر اقليطى بود . به پارسى گزر البر خوانند بهترين آن ستبر بود كه لون او به زردى زند و به وزن سنگين بود . ( اختيارات ص 32 ) . ( و نيز نگاه كنيد به دوقو ) .

شكر سرخ :

به فارسى شكر و به هندى سركرا و شكر سرخ مايل به سياهى را بوره نامند . ( مخزن ص 507 ) .
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 331 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / مهدى محقق