شراب ميبه :
آب به ترش دو رطل ، آب سيب ترش يك رطل بجوشانند تا به نصف رسد و اگر با يك رطل عسل و يك رطل شراب كهنه بجوشانند تا غليظ شود كف بگيرند .
عود ، زعفران ، مصطكى ، بسباسه ، سنبل الطيب ، قرنفل ، جوزبوا ، هيل ، قاقله ، كبار ، دارچينى ، زنجبيل مشك ، سك ساييده اضافه نمايند . ( تحفه ص 336 ) .
شراب نعنع :
آب نعناع افشرده بيست رطل ، خردل سرخ بيست رطل ، شب يمانى يك رطل ، نرم ساييده با نودل خميرمايه در هزار و دويست رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد . پس صاف نموده با ششصد رطل عسل به قوام آورند . ( تحفه ص 332 ) .
شعر :
به معنى موى است .
شفتالو :
برگ درخت « خوخ » كه به پارسى شفتالو گويند سودمند است مر دفع كرم شكم او كدو دانه را . ( صيدنه ص 283 ) . خوخ به فارسى شفتالو و به هندى آرو نامند و آن دو نوع است آنچه پوست آن نازك و رنگارنگ و سفيد و سرخ و زرد و مزغب و از گوشت جدا گردد آن را هلو نامند و غير آن را شفتالو كاردى . و شفتالو نيز دو نوع مىباشد . لطيف و شاداب و غير لطيف و شاداب و همه اجزاى درخت آن تلخ مىباشد . ( مخزن ص 406 ) .
شقاقل :
بيخ گزر دشتى را گويند و دوقو تخم او را گويند و او را از سمرقند به اطراف برند و به هندى كيركاكول گويند . ( الصيدنه ص 369 ) . اشقاقل ، شقاقل و ششقاقل و شقيقل نيز گويند و آن جزر اقليطى بود . به پارسى گزر البر خوانند بهترين آن ستبر بود كه لون او به زردى زند و به وزن سنگين بود . ( اختيارات ص 32 ) . ( و نيز نگاه كنيد به دوقو ) .
شكر سرخ :
به فارسى شكر و به هندى سركرا و شكر سرخ مايل به سياهى را بوره نامند .
( مخزن ص 507 ) .