تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣

شياف :

جهت زحير كه سده با او نباشد مجرب است . افيون ، مرصاف ، كندر ، زعفران بالسويه با آب گشنيز سرشته شيافهاى باريك بسازند و در ميان او ريسمان بگذارند كه سر ريسمان بيرون مقعد باشد .

شياف ماميثا :

را به لغت رومى قولوقيون گويند و به سريانى ماميثا گويند و محمد زكريا گويد شياف ماميثا عصاره است و لون او زرد باشد كه به سياهى ميل كند و در طعم او اندكى تلخى باشد . ( الصيدنه ص 385 ) . مميثا نيز گويند و آن دو نوع بود : يك نوع گل وى سرخ بود و آن را ارغامونى گويند و يك نوع گل وى زرد بود و نيكوترين آن زرد بود از وى شياف سازند و آن را عصارهء ماميثا و شياف ماميثا نيز گويند . ( اختيارات ص 402 ) . لغت نبطى است و آن را همينا نيز نامند . نباتى است شبيه به خشخاش بحرى معروف به خشخاش مقرن و برگ آن مايل به سفيدى و بازدايه شبيه به اره و ترغب و با رطوبت چسبنده و گل آن زرد و ثقيل‌الرائحه و پر آب و ثمر آن مانند خشخاش مقرن و تخم آن به قدر كنجد سياه كه آن را كوبيده و اقراص مىسازند . ( مخزن ص 815 ) .

شير املج :

املج چون در شير خيسانند شير املج گويند . ( اختيارات ص 263 ) .

شيطرج :

وى را عصاب به زبان بربرى و به يونانى ليبديون . و آن انواع بود و بهترين آن صاحب منهاج گويد هندى بود يا بحرى . و مؤلف گويد كه امتحان كرده شد بهتر از پارسى نيست . ( اختيارات ص 261 ) . شيطرج معرب چيترك هندى است و به هندى چيته نيز نامند و اكثر بدين نام معروف است و گويند معرب شيترهء فارسى است و به عربى مسواك الراعى و خينوس و فاغوس و خامشه نيز نامند و به يونانى ليبديون و به فارسى بيخ برنده نامند . ( مخزن ص 560 ) . به لغت هندى چتره گويند و به سريانى جطرغ گويند و به لغت رومى لوبادون و ليپيديون نيز گويند . ( الصيدنه ص 381 ) .

صبر :

را به لغت سريانى « علوا » و پارسيان « الوا » گويند و به لغت رومى « الو » گويند و به هندوى « بولو » گويند و درخت « صبر » را به هندوى « كوار » و در مغرب او را « صباره »