تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
را كوفته در كيسه كرده در آن بيندازند چون آب بسوزد كيسهء افتيمون را انداخته يك جوش داده و بعد از آن صاف نمايند و با دويست و پنجاه قند به قوام آورند . ( تحفه ص 331 ) .

سكنگبين بزورى :

تخم رازيانه ، تخم كشوث ، انيسون ، گل سرخ و تخم كاسنى ، تخم كاسنى ، تخم خيار و تخم خربزه ، تخم كرفس ، بيخ رازيانه ، بيخ كبر ، اصل السوس ، بيخ كاسنى و عناب در سركه و آب خيسانده بجوشانند تا به نصف رسد و با شكر به قوام آورند . ( تحفه ص 331 ) .

سكنگبين ساده :

كه عبارت از سركه و قند است . هرگاه اجزا مساوى باشد مايل به سردى خواهد بود مقنح سده و اگر سردتر خواهند سركه را زيادتر كنند و اگر معتدل خواهند قند را دوچندان سركه كنند . ( تحفه ص 331 ) .

سكنگبين عسلى :

سكنگبين كه معرب او سكنجبين باشد و به لغت رومى او را « اكسوميلى » گويند و معنى او به پارسى عسل ترش بود ، زيرا كه عسل را به لغت رومى « ميلن » گويند و « اكسو » چيزى ترش باشد و به سريانى « خالاد دبسا » گويند . ( صيدنه ص 383 ) .

سكنگبين گل عنصل :

شراب العنصل سكنجبين عنصلى نيز نامند . ( تحفه ص 333 ) . ( و نيز نگاه كنيد : اسقيل ) .

سليخه :

را به لغت پارسى « اشترگياه » گويند و به عربى ريحان الجمال گويند و به هندى « دلو » گويند و . . . سه نوع است نيكوتر از انواع او آن است كه لون او سياه‌تر باشد و به لون بنفسجى مايل بود و بوى او به بوى گل ماند و آنچه لون او سياه‌تر باشد و پوست او تنك بود نيك نباشد و آنچه جرم او شكافته بود هم نيك نباشد . ( صيدنه ص 383 ) . قسيا