تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
است از يتوعات كه برگ آن به لبلاب ماند و درازى نبات وى سه گز يا چهار گز بود و شاخهاى بسيار از يك بيخ بود و گل وى سفيد بود و بهترين وى آن بود كه صافى و سبك و متخلخل بود و به لون سريشم بود و چون در دست بمالند خرد نشود و سفيد بود و در آب زود حل شود و چون حل شود مانند شير شود و آن انطاكى بود و آنچه سياه بود يا زرد كه سخت بود و بر سر انگشت خرد شود آن نوع بد بود و تا در ميان سيب و به مشوى نكند نشايد كه استعمال كنند و مؤلف گويد كه مشوى كردن وى چنان است كه در كيسه كتان كنند و به و سيب خالى كنند و در ميان آن نهند و سر آن باز جاى نهند و به چوبكى محكم كنند و در ميان خمير گيرند و در تنورى كه آتش آهسته بود نهند و رها كنند تا پخته شود ، بعد از آن بيرون آورند و در سايه خشك كنند . ( اختيارات ص 225 ) .

سك بغدادى :

ليث گويد « سك » نوعى است از عطرها و او را از « مشك » و « رامك » ترتيب كنند و ابو ريحان گويند تركيب او آن است كه خرماى نارسيده كه به لون سبز باشد . آب از او بيرون كنند و بر آتش بجوشانند تا كثيف شود و ببندد و آن‌گاه پاره‌اى مشك در او افكنند . ( صيدنه ص 380 ) . سك عصارهء آمله است و غير اصلى او مركب است از مازو و عصارهء غورهء خرما كه بلخ نامند و آن نوعى از رامك است . ( تحفه ص 151 ) .

سكبينج :

نباتى است كه به لغت رومى او را « افطريون » گويند ، يعنى دارويى كه طعام را هضم كند . و رازى گويد دو نوع است : يكى سرخ است و ديگر سپيد و آنچه از او سپيد بود و به وزن سبك بود و لغزان اين از نوع اول به باشد . ( صيدنه ص 382 ) . معرب از فارسى است و به يونانى ساغافيون نامند و آن صمغ نباتى است در شكل شبيه به خيار . ( تحفه ص 151 ) . ( و نيز نگاه كنيد به بارزد ) .

سكنگبين افتيمونى :

افتيمون بسفايج ، خربق سياه ، خربق را نيم كوب كرده يك شبانه روز در نودل سركه بخيسانند و نودل آب اضافه نمايند و به آتش نرم بجوشانند و بسفايج