سريش كفشگران :
ابو ريحان ذيل شل گويد داروى هندى است كه به زنجبيل مشابهت دارد و ابو معاذ گويد چنين گويند كه شل بيخ نباتى است كه از آن سريش كفشگران كنند .
( الصيدنه ص 374 ) .
سريشم ماهى :
سريشم را به لغت عرب « غراء » گويند . بعضى گويند به الف معدوده است و بعضى گويند به الف مقصوره و انواع او مختلف است . يك نوع از او آن است كه از غبار آسيا سازند و نوع ديگر آن است كه از پوست گاو سازند و طريق او آن است كه او را به آتش چندان بجوشند كه اجزاء او متخلخل و متلاشى شود و بعضى از او به لون سياه بود و بعضى سپيد باشد و آنچه از ماهى سازند آن است كه از امعاء ماهى بزرگ آنچه عصبانى باشد بجوشند تا چون اجزاء او در آب متلاشى گردد سريش شود . ( صيدنه ص 506 ) . سريشم ماهى رطوبتى است منجمد شبيه به پيه كه در شكم نوعى ماهى بينى دراز كه خنزير البحر نامند و امثال آن پيدا شود و سفيد و بيضى و سياه و ابلق نيز مىباشد .
( مخزن ص 636 ) .
سعتر ( صعتر ) :
ليث گويد از انواع ترههاست و او را « نضف » نيز گويند و به لغت عرب يكى را « نضفه » گويد و سعتر دشتى را « ندغ » گويند و از عرب مسماى « ندغ » پرسيدند ، گفتند . « ندغ » نباتى است كه به صورت « بادرو » ماند و هيچ چيز از حيوان او را نخورد مگر زنبور عسل و او هميشه باشد . و سعتر دو نوع است نوعى از او كوهى و نوعى بستانى . ( صيدنه ص 445 ) . به شيرازى اوشه گويند و به يونانى اوريفاس است و آن دو نوع است دراز ورق و گرد ورق و برى را ندع گويند و در قوت مانند حاشا بود و دراز ورق اقوى بود از گرد ورق و نيكوترين آن كوچك ورق برى است . ( اختيارات ص 268 ) . به رومى لزموش و به يونانى صعتروس و اوريفاسن و به فارسى آيشن و اوشن و به تركى ككليك و به اصفهانى آويشم و به هندى ساتر نامند و آن برگ گياهى است و انواع مىباشد بستانى برى و جبلى و بستانى را به فارسى مرزه نامند . ( مخزن ص 569 ) .