تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
به زراوند ) .

زرنيخ :

را بعضى « زرنيق » گويند و اين دو لفظ تازى نيست و به رومى زرنيخ را « لاذراخوس » گويند و معنى او زردرنگ بود و او را « ارسانيقوس » گفته‌اند و بعضى « سندراخوس » گويند و به رومى « ارسانيقون » زرد را گويند . رنگ سرخ را « سندرخا » گويند و به لغت لاتينى « اوربيمنت » گويند و به سريانى « زرنيخا » و به پارسى « زرنى » گويند و هرچه سرخ بود او را به هندى « مسنل » گويند و زرد را « هرتال » گويند و خوزى گويد زرنيخ سه نوع است : يك نوع سپيد است و اين نوع زهر است و نوع ديگر زرد است و نوع ديگر سرخ . ( صيدنه ص 337 ) . الوان و انواع است زرد و سرخ و سبزه و تيره و ديرج و سفيد و بهترين آن زرد بود ، مانند طلق زرد و براق و بوى كبريت از وى آيد . به پارسى زرنيخ بدخشى خوانند و طبيعت آن گرم و خشك است . ( اختيارات ص 204 ) .

زعرور :

را به پارسى « كوهيج » گويند و « زعرور سرخ » را « سرهيج » گويند و آنچه زرد باشد او را « شرزدك » گويند و « ازدك » نيز گويند و صاحب الياقوته گويد « زعرور » را « نلك » گويند و « زعرور » درخت « زنابير » را هم گويند و ابن الاعرابى به لغت عرب « نلك » را « زعرور » گويد و ابو حنيفه دينورى مثل اين روايت كرده است و به زبان زابلى او را « غربجك « گويند و ديسقوريدس گويد او را « ذو ثلث حيات » گويند و « ذو ثلث لوى » هم گويند ، يعنى ميوه‌اى كه خسته او سه باشد . ( صيدنه ص 344 ) . صاحب اختيارات تحت دو عنوان زعرور جبلى و زعرور بستانى گويد : زعرور جبلى را تفاع برى خوانند و اكج نيز خوانند و ارونيا و ذو ثلاث حبات هم گويند و درخت وى را نلك خوانند و زعرور به شيرازى كيل گويند . جالينوس آن را هليلون خوانده است و بهترين آن سرخ بود و آن بستانى بود . زعرور بستانى مثلث العجم بود و به شيرازى كيل سرخ گويند . ( اختيارات ص 206 ) . زعرور به فارسى كيل و به اصفهانى كويج و به تركى يميشان و در تنكابن كرجيل نامند و از جنس كنوس طبرى است . ( مخزن ص 473 ) .