دندان گويند . بهترين آن مصرى بود براق مانند زرنيخ بدخشى . و نوعى ديگر از زاج سورى هست كه به پارسى زاج كفشگر گويند و به شيرازى زاج سياه خوانند و به يونانى ماليطرنا و طيطرنا نيز گويند . ( اختيارات ص 197 ) .
زراوند :
بر سه نوع است : يكى را از نوع « زراوند مدحرج » گويند ، يعنى جرم او گرد باشد و نوع دوم « زراوند طويل » است ، يعنى دراز و نوع سوم آن است كه نبات او به علاقههاى درخت تاك ماند و زراوند طويل را به ذكورت صفت كنند ، يعنى او را « زراوند نر » گويند و برگ او از برگ « زراوند مدحرج » درازتر باشد و شاخههاى او باريك باشد و زراوند طويل را به هندوى « كجور » گويند و زرنباد را هم « كجور » گويند و زراوند مدحرج را « جنكراند » گويند و به لغت رومى « ارسطلاخيا » گويند و « ارسطلوخيا » نيز گويند . ( صيدنه ص 333 ) . صاحب اختيارات گويد زراوند مدحرج را زراوند مدور خوانند . معروف بود به شامى و وى ماده بود و به پارسى زراوند گرد خوانند و به هندى كجور خوانند . زراوند طويل را شجرهء رستم خوانند و ارسطولوخيا نيز گويند .
و اهل اندلس مسمقار گويند و مسقمران نيز گويند و به يونانى ذكر خوانند و در قوليطس .
( اختيارات ص 203 ) . صاحب مخزن مىنويسد زراوند لغت فارسى است و به عجمى اندلس مسمقوره و معروف نزد ايشان به مسمقار و مسمقران است و نزد اهل مغرب معروف به شجر رستم و به يونانى ارسطولوخيا . و معنى ارسطو الفاضل و معنى لوخيا ، نفسا است ، جهت آنكه به عسر ولادت نافع است و دو قسم مىباشد نر و ماده . قسم نر را طويل و ماده آن را مدحرج نامند و از مطلق آن مراد زراوند طويل است و آن بيخى است ( مخزن ص 467 ) . ( و نيز نگاه كنيد به زرنباد )
زردآلو :
مشمش به پارسى زردآلو گويند و قيصى خوانند و به يونانى ارمنيافن .
( اختيارات ص 418 ) . لغت عربى است و به يونانى ارمينافن و به رومى اصافو و به پارسى زردآلو و خشك كرده آن را قيسى و خوبانى نيز نامند و به تركى اروك . ( مخزن ص 834 ) .