راسن :
به لغت رومى « راسن » را « قيعالا » گويند و به سريانى « ريسنا » گويند و بيخ راسن بزرگ باشد و لون او سياه باشد و بوى او خوش بود و به تازى « عكرش » گويند و « عكرش » نوعى است از « شوره » كه به نبات « ثيل » ماند و تفاوت ميان او و نبات « ثيل » آن است كه نبات « ثيل » باريكتر باشد و ساقههاى او بزرگتر بود از شاخ نبات ثيل و به لغت سجزى او را « نيو » گويند و جالينوس گويد او را هيلانيون گويند و محمد زكريا « الانيون » گويد . ( صيدنه ص 315 ) . وى را زنجبيل شامى خوانند و به لغت اهل اندلس جناح خوانند و كلموخ نيز گويند و آن دو نوع است يك نوع بستانى بود و آن فيلجوش است و يك نوع ديگر جبلى بود و آن را به تركى اندر خوانند . ( اختيارات ص 184 ) .
رخبين :
لغت سريانى و به فارسى لور گويند و آن غير مصل است و از مايهء شير كه به طبخ غليظ گردد و به چكانيدن حاصل مىشود در اول گرم و در آخر او خشك و كثير الغذا و مبتهى و شيرين و مسدد و بطنىالهظيم و ثقيل است و مصل مائيت دوغ است كه بعد از كشك شدن از او جدا گردد و از جوش بسيار منعقد و سياه گردد و به تركى قراقروت نامند . ( تحفه ص 126 ) .
رمان حامض :
انار ترش بهترين آن بزرگ آبدار بود . ( اختيارات ص 191 ) . انار ترش سرد و خشك است در دو درجه . ( صيدنه ص 866 ) .
رمان حلو :
انار شيرين بهترين آن بزرگ شيرين املسى بود رسيده . ( اختيارات ص 191 ) . انار شيرين سرد و تر است در يك درجه . ( صيدنه ص 866 ) .
ريناتج :
ريباس گويند و قوت وى مانند حماض اترج و غوره است و بهترين وى فارسى بود با شاخههاى دراز ستبر آبدار . ( اختيارات ص 194 ) . ريباس و كماه را به لغت تازى نامى ندانستهام و به سريانى « يعميصا » گويند و به پارسى ريواج گويند و جگرى هم گويند و ريباس معمرى منسوب است به عمر نيسابورى و او نخستين كسى است كه