تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢

جاروس :

نوعى ارزن . ( مقدمة الادب ص 77 ) . معرب است از لفظ گاورس و به رومى او را « كنخرس » گويند و به عربيت « دخن » گويند . ( صيدنه ص 199 ) . جالينوس دخن را قنخيروس گويد در ترجمهء ابن البطريق گفته است دخن ، جاورس را گويند . ( صيدنه ص 291 ) . جاورس سه نوع است يك نوع را دخن گويند و به پارسى ارزن و به شيرازى الم و يك نوع را جاورس هندى و آن كاورس است كه به شيرازى گال خوانند . ( اختيارات ص 91 ، 163 ) .

جاوشير :

جاوردشير نوعى است از ادويهء نباتى كه او را به لغت پارسى گاو شير گويند و لاور شير نيز گويند . و او صمغ درخت كوهى است . ( صيدنه ص 199 ) . به پارسى جواشير خوانند و كاوشير نيز گويند و به شيرازى جاجوشى و آن صمغ درختى بود كه ساق كوتاه دارد و برگ آن به برگ انجير ماند گردتر و كوچك‌تر . ( اختيارات ص 91 ) .

جرجير :

به لغت رومى « ازمون » گويند و به سريانى « كركيرا » گويند و به پارسى « كيكيز » را گويند و اهل سيستان « ترتيزه » گويند . ( صيدنه ص 205 ) . برى و بستانى بود . برى را ايهقان گويند و بستانى را كف عايشه گويند و به پارسى كنكيز خوانند و به شيرازى كزك خوانند و بهترين آن بستانى بود . ( اختيارات ص 94 ) . به فارسى تره تيزك و به هندى ترمرا و تخم آن را هالون و عوام هالم و چند سور و چند سر نامند . برى آن را بهقان و بستانى آن را كف عايشه و به فارسى كيكير و به شيرازى كهرك گويند و بستانى سه قسم مىباشد . ( مخزن ص 302 ) .

جزر :

پارسيان « گزر » گويند و به سريانى « اصطفيلن » گويند و « مشا » هم گويند و گويند « اصطفلينه » نباتى است كه به « گزر » ماند و به يونانى « دفقوس » گويند و « دفقيه » نيز گويند و به رومى « دفقين » نيز گويند و « كشور » نيز گويند و نوعى از « دوقس » گويند و گزر دشتى را « حنزات » گويند و به لغت رومى « گزر » و گزر دشتى را « شقاقل » گويند .