تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

ترنجبين :

عرب او را « ترنجبين » و « طلنجين » گويند و « طلانجين » گويند . او را به طل ماننده كرده‌اند يعنى باران نرم و انجبين تعريف و معنى او شير كرده باشند و اشترخار را در خراسان « تر » گويند و به فرغانه « تربى » و به فارسى « ارود » و به اصفهان « اشترخار » گويند . ( صيدنه ص 176 ) . بهترين وى تازه و سفيد بود . ( اختيارات ص 81 ) .

ترياق فاروق :

ترياق را از راه لفظ « ترياق » تفسير نكرده‌اند ، اما اطبا معنى او را از راه تفهيم در روزگار ما آن است كه هر دارويى كه مضرت زهرها را دفع كند او را به « ترياق » تعريف كنند و شريف‌تر انواع ترياقات « فاروق » است كه او را به لغت يونانى « مثروديطوس » گويند و در تركيب او اقراص افعى و امثال آن به كار برند و معنى فاروق در اين موضع جداكننده ميان خون و زهر است و نجات دهنده مر تن را از مضرت زهر . ( صيدنه ص 160 ) .

تمر :

حمر و صبا را نيز گويند لطيف‌تر از اجاص بود . اختيارات ص 83 . تمر هندى به عربى صبا و حمار و حوش و حومرا و به هندى انبلى نامند و آن ثمر درختى است هندى در غلافى مانند باقلا . ( مخزن ص 273 ) .

توتيا :

را به لغت هندى و سندى « طتو » گويند و يك نوع از او سبز باشد به لون گردن طاوس و به زبان پارسى او را « سنگ مس » گويند و به رومى « دهنج » گويند و نوع ديگر سپيد باشد و اين را به كرمان نسبت كنند . . . و توتيا را « فمفولس » گويند و به لغت رومى « سقموليفس » توتياست . ( صيدنه ص 185 ) . انواع است بهترين آن هندى بود بعد از آن زرد و بعد از آن كرمانى نيك . ( اختيارات ص 85 ) . معرب از دودهاى فارسى و به يونانى ثمقولس نامند و آن معدنى را نابيبى مىباشد و معدنى سه قسم است يكى سفيدپوست شبيه تخم شترمرغ و بر او چيزى مثل نمك ظاهر و بهترين اقسام و يكى زرد و يكى كبود و شفاف و او غليظتر از همه است و مشهور به توتياى هندى . ( تحفه حكيم ص 65 ) .