تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

بيد :

خلاف به پارسى آن را بيد خوانند و خلاف بلخى بهرامج بود خلاف نوعى از صفصاف است و صمغ از ورق بيرون بيايد و بهترين بيد آن بود كه در كنار چشمه‌ها رسته باشد . ( اختيارات ص 150 ) . درخت بيد را خلاف گويند و يكى را از او خلافه گويند و درخت بيد را صفصاف گويند و درخت بيد را « سوجر » نيز گويند و بيد كه انواع است يك نوع را مشك بيد گويند و نوع ديگر را گربه بيد گويند به شكل و به لغت رومى درخت بيد را ابتيه گويند . ( صيدنه ص 281 ) . شامل بيدمشك و بيدمونه است و از مطلق آن مراد بيدبرى است كه صفصاف و به فارسى بيد ساده نامند . ( مخزن ص 397 ) .

پايچه :

كراع : ساق گاو ، اشتالنگ گاو . ( مقدمة الادب زمخشرى ) .

پرسياوشان :

ارجانى گويد بيخ « شعر الغول » به هيأت كژ باشد و چون شكته شود تو بر تو باشد كه از همديگر جدا شود . . . و ديسقوريدس گويد « شعر الغول » نباتى است كه او را « حاشا » گويند و اطيوس گويد « شعر الغول » « پرسياوشان » را گويند . ( صيدنه ص 423 ) . شعر الجن و شعر الجبال و شعر الارض و لحية الحمار و شعرا الخنازير و ساق الاسود و الوصيف الاسود و كزبرة البئير خوانند و آن شعر الغول است و به پارسى پرسياوشان گويند و به كرمانى كورسو خوانند . بهترين وى آن است كه چوب وى سياه بود و ورق آن سبر . و گويند بهترين وى آن است كه چوب آن به سرخى زند . اختيارات ص 56 . پرسياوشان لغت يونانى است به معنى دواء الصدر و به عربى شعر الجبال و شعر الارض و شعر الجن و شعر الخنازير و جعدة القنا و شعر الكلاب و كزبرة البئر و ساق الاسود و ساق الوصيف و به يونانى بولوطونخون ، يعنى كثير الشعر و به پارسى پرسياوشان و به هندى كالى جهانپ و كرجاور تكوت نامند . ( مخزن ص 212 ) . لازم به ذكر است كه صاحب مخزن و صاحب تحفه شعر الغول را غير پرسياوشان مىدانند . ( تحفه ص 165 ، مخزن ص 547 ) .