تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

بطيخ :

به پارسى خربزه گويند و بهترين وى سمرقندى شيرين بود . ( اختيارات ص 67 ) . به لغت روم « انكورن » خوانند و خربزه پخته را « پيپون » گويند . خربزه هندى را به بغداد بطيخ رقى خوانند و در ماوراء النهر خربزه گويند . ( صيدنه ص 136 ) . بطيخ هندى است و بطيخ سندى نيز گويند و به پارسى خربزه هندى گويند و به تبريزى هندوانه و به شيرازى خيار كدو . ( اختيارات ص 67 ) . به عربى الاغ و دابوقه نيز به فارسى خربوزه هندى و معروف به هندوانه است و به هندى تربوز باشد . ( مخزن ص 225 ) .

بقلة الحمقا - خرفه

بلوط :

به لغت طبرستان دارمازى و به فارسى بالوط و به لغت عراق عفصيج و به لغت مصر ثمر الفواد نامند . ( مخزن ص 239 ) . بلوط را به زبان رومى « بلاتن » خوانند و جفت بلوط پوستى را گويند از او كه در زير او باشد . ( صيدنه ص 151 ) .

بنفشه :

به پارسى بنفشه خوانند و بهترين وى لاجوردى بود . ( اختيارات ص 73 ) . به عربى فرفير و به يونانى ابرو نامند . ( مخزن ص 246 ) . به رومى ياون و به سريانى منشخا گويند . ( صيدنه ص 133 ) . او را باسيوس گويد بنفشه را به لغت رومى « ياون » گويند و « اثير » گويند و عرب آن را « فرفير » گويند . و روغن بنفشه از بنفشه‌اى كنند كه رنگ ارغوانى باشد و بعضى از بنفشه كه لون او زعفرانى باشد و روغن بنفشه را به لغت رومى « فسوشى ليون » گويند . ( صيدنه ص 156 . تحفه ص 55 ) . بنفسج سرد و تر است در درجهء اول ( صيدنه ص 789 ) .

بنگ :

بنج را به زبان رومى « هيوسقاموس » گويند و به زبان سريانى زرع سخرونا خوانند و به لغت هندى « بهنك » گويند و فزارى گويد بيخ او دو نوع است دشتى و بستانى و به زبان پارسى او را گوزماثل گويند . يكى از انواع او آن بنگ است كه به خشخاش ماند و گل او سرخ باشد و يك نوع به گل سيب ماند . گل او شاخه‌هاى او نرم