فارسى معروف به عروسك پس پرده و به شيرازى كچومن و به يونانى اوسفدنون و به سريانى خمرى مرجا و به رومى اسقيدوليون و به عربى جوز المزج و زحب اللهو و به هندى راجپونكه و بن پونكه و به لاتينى هليلهء كايم نامند . ( مخزن ص 725 ) .
اقليماى سيم :
يا خبث الفضه ثغل نقره بهترين آن بود كه سپرزنگ و تنگ بود قابض به غايت و دروى جذب و تجفيف بود . ( اختيارات ص 138 ) . اقليميا آن را قديليا و به يونانى چريرا گويند كه از گداختن اجساد متطرقه مانند ذهب و فضه و مس و مرقشيشا منجمد كرد . ( مخزن ص 160 ) .
اكليل الملك :
گياه قيصر گويند و بهترين وى آن است كه تازه بود رسيده و به رنگ زردى بود كه به سفيدى زند و چون بشكافد دانه وى زرد باشد . ( اختيارات ص 40 ) . آن را صابع الملك نامند و ملكا نيز و به يونانى هالينوطس و به فارسى گياه قيصر گويند و به هندى پرنگ نامند . ( مخزن ص 162 ) . جالينوس او را به « ماليلوطوس » تعريف كرده است و به لغت سريانى او را « كليلاملكا » گويند و به لغت پارسى او را « شاه بسه » گويند و ابو معاذ او را شاه افسر گويد و فزارى گويد او را به لغت سندى « سوتن » گويند و در منقول مخلص آورده است كه به لغت لاتينى او را « مطرهاتى » گويند و خشكى گويد او را به هندى « اسپرك » گويند . ( صيدنه ص 83 ) .
اليه :
به پارسى دنبه گويند . ( اختيارات ص 42 ، مخزن ص 164 ) .
امرود چينى :
كمثرى را به پارسى امرود گويند و آن انواع است . فاضلترين آن نوعى بود كه در خراسان بود و آن را شاه آمرود گويند . و يك نوع آن را چينى گويند .
( اختيارات ص 382 ) . كمثرى لغت عربى است به يونانى لوفيون و آفتوس و انقوس نيز و به رومى ابيدى و بحارسى امرود و انرود و به هندى ناشپاتى نامند و به شيرازى نوعى از آن را عباسى گويند و نوع پاييزى آن را كه ريزتر بود سيرى يا سيبرى نامند . ( مخزن ص