است و ابو معاذ گويد افيون عصارهء خشخاش مصرى است و بعضى او را « تو در شير » گفتهاند ، يعنى شير خشخاش ، زيرا كه « تودر » و « تودرى » مر خشخاش را گويند .
( صيدنه ص 77 ) . افيون معرب اپيون يونانى است و معنى آن مسبت است ، يعنى خواب غرق آورنده و به عربى لبن الخشخاش و مرقد و به بربرى ترياق و به سريانى دعيامينون و شقيقل به معنى ميراننده اعضا و به فارسى ترياك گويند . ( مخزن ص 155 ) .
اقاقيه :
اقاقيا را به لغت سريانى « دعثادقرطا » گويند و به رومى « اقاقيا » و درخت او را به لغت تازى « قفل » گويند . و به لغت پارسى « ملبند شدرك » گويند و به لغت سندى « شنغاز » گويند و بعضى از اطبا گويند « اقاقيا » عصاره برگ « قرظ » است ، يعنى برگ درخت « خرنوب شامى » ( صيدنه ص 80 ) . لغت يونانى است و اسم عصارهء قرظ است و قرظ ثمر سنبط است كه از آن صمغ عربى به عمل مىآيد و به هندى كيكر و ثمر آن را كيكركارس و به فرنگى اكاكيا نامند . ( مخزن ص 157 ) .
اقراص راسن :
راسن به لغت رومى « راسن » را « قيعالا » گويند و به سريانى « ريسنا » گويند و به تازى « عكرش » گويند و عكرش نوعى است از شور ، و به لغت سنجرى او را « نيو » گويند و جالينوس گويد او را هيلانيون گويند و محمد زكريا « الانيون » گويد .
( صيدنه ص 315 ) . راسن آن را زنجبيل شامى و به يونانى انيون و به لغت اندلس جناح و كلموخ نيز نامند و آن بيخ نباتى است خشبى و خوشبو و تند طعم ياقوتى رنگ مايل به سبزى و ساق آن متشعب برگ آن را عريض و دراز شبيه برگ قلوس و . . . ( مخزن ص 442 ) .
اقراص كاكنج :
ميوهاى است به اندازه « نبق » ، يعنى ميوه درخت سدر كه به لغت هندى او را بير گويند و به هيئت گرد بود و لون او سرخ باشد و چنين گفتهاند كه كاكنج نوعى است از عنب الثعلب كه لون او سرخ است و ميوه او را فسوليدس گويند و بولس در بدل تخم عنب الثعلب آورده است . ( صيدنه ص 575 ) . معرب كاكنهء فارسى است و نزد اهل