تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
خرمايى كه در او پرورده شود او را « مصقر » گويند و او را نيز عسل گويند و عسل به لغت عرب مجاج نيز گويند و نيز عسل را سنوت نيز گويند و طرم نيز گفته‌اند و به لغت رومى « ميلى » گويند و به رومى و سريانى او را دبسا گويند و به پارسى انگبين گويند و به هندوى « ماكى » گويند و مده نيز گويند و ماء العسل را به لغت رومى « مليطيون » گويند و به پارسى او آب انگبين است و عسل كه از ماده زنبور متولد شود بهتر بود و آن را مادى گويند به اين سبب و نيكوتر عسل آن است كه لون او سرخ باشد و روشن چنان كه نور چشم از او نفوذ كند و رنگ موضعى را كه عسل در او باشد ادراك كند و بوى او خوش باشد و اين نوع را ياقوتى گويند . ( صيدنه ص 475 ) .

انيسون :

لغت رومى است و ديسقوريدس و او را باسيوس « آنسون » گويند و به لغت سريانى او را « زرعشامرا » گويند و انيسون نوعى است از انواع « رازيانج » . ( صيدنه ص 91 ) . به پارسى رازيانه رومى خوانند و آن دو نوع است آنچه رومى بود به شكل نانخواه بود و آنچه غير رومى بود به قرومانا ماند . ( اختيارات ص 44 ) . به عربى بزر الرازيانج رومى و الرازيانج الشامى و حب الحلوه و كمون الحلو و به فارسى باديان رومى و زيره رومى و به هندى رندنى نامند . ( مخزن ص 182 ) .

ايارج :

( اياره ) از مفردات ادويه نيست ، بلكه از انواع ادويهء مركبه است و اطبا مر حب‌ها را كه از ادويهء مفرده تركيب كنند ايارج گويند و انواع اتفاق افتاده است چنان كه يارهء فيقرا و بعضى به مؤلف تعريف كنند كه تأليف و تركيب آن حب كرده باشد ، چنان كه يارهء روفس و يارهء اركاغانيس و يارهء جالينوس و در معنى لفظ فيقرا ، اطبا را اختلاف است . جالينوس گويد كه در كتاب ميامر آورده است و او را داروى تلخ گفته است و چنان نمايد كه پاك‌كننده باشد تن را از اخلاط فاسد و يوحنا گفته است كه نيكوترين معالجت را از انواع حب‌ها مرين دردسر را ياره است كه با صبر ساخته شود و صبر آن دارويى است كه بعضى از اطبا آن را فيقرا گويند و معنى فيقرا تلخ گويند . و داروى او را لوغاذيا خوانند . معنى او به لفظ تازى « مهتك الاستار » باشد ، يعنى درندهء پرده‌ها بدين سبب كه