تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
قوطوما گويند و به زبان شيرازى چوبك اشنان گويند . ( آنندراج ) . حكيم ميسرى در علاج گوشت فزوده از اشنان نيز نام مىبرد :
بگو اشنان بساى ، آنگه به هاون * وزان سوده به ريشش بر پراكن دگر سود شخار ار تيز زنگار * برو كن تا شود آن رستد ناكار
اشنه : شيبة العجوز گويند و كركس پايه بغدادى نامند و به پارسى دواله و دوالى خوانند و داء المشك نيز و آن بر درخت صنوبر و جزر و بلوط و غير آن پيچيده شود . ( اختيارات ص 32 ، تحفه ص 25 ) . اشنه به يونانى ابرويون و به عربى شيبة العجوز و مسك القرود و به فارسى دواله و دوالك و دوالى و به هندى چهريله و چريوه و اكسير و سيخ نامند . ( مخزن ص 127 ) .

اصل السوس :

اصل المهك به پارسى بيخ مهك گويند . و به اصفهانى آند و به كرمانى بيخ مده . ( اختيارات ص 34 ) . به فارسى شيرازى مهك و بيخ آن را بيخ مهك و به اصفهانى مرو و به تركى ، شيرين بيان و به هندى ملهتى جيتهى مدومرتى و به فرنگى گليسربزه نامند . ( مخزن ص 529 ) .

اصل فاوانيا :

فاوانيا : عود الصليب را گويند و بعضى از ادويه سياه بود و بعضى را دانه سرخ باشد و در جامع ابن ماسويه آورده است كه « اكتمكت » ، بدل « فاونيا » است در ادويه و گفته‌اند فاونيا چوبى است و لون او اغبر [ يعنى خاك فام بود و در وى خطهاى سپيد باشد ] و قلوبطره گويد : فاونيا دو نوع است نوعى از او هندى است و نوعى از او رومى و هندى نيكوتر است . ( صيدنه ص 512 ، اختيارات بديعى ص 321 ) . فاوانيا آن را عود الريح و به سريانى كهبانا و كهبنا نيز و نزد اهل مغرب معروف به عود الحمير است و مىگويد به گفته بعضى كه گفته‌اند نر آن چون در جوف آن خطوط صليبى است عود الصليب و ماده آن را كه آن خطوط ندارد فاوانيا خوانند و اين اصح اقوال است . ( مخزن ص 644 ) .