تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
شكافى كه در صفاق ( - پوست ) پيدا مىشود و نشانه آن اين است كه نتوئى ( - بيرون زدگى ) در مراق ( - پوست شكم ) آدمى ظاهر مىگردد ، زمانى كه بر پشت بخوابد و آن را به داخل بجهاند پنهان مىشود و هنگامى كه برخيزد برمىگردد . ( مفتاح ، ص 302 ) .

فواق ( - زغنك )

تشنّجى است كه معده را فرا مىگيرد به جهت چيزى كه در آن سوزاننده است و يا بادى كه آن را مىشكند يا يبوستى كه به دنبال استفراغ مفرط آيد و آن را تقليص ( - به هم كشيدن ) مىكند . ( مفتاح ، ص 304 ) .

فواق امتلاجى

امتلاج به معنى مكيدن است ، امتلج الفصيل ما فى الضّرع ، امتصّه . ( لسان العرب ، ذيل ملج ) .

فواق غير امتلاجى

رجوع كنيد به فواق امتلاجى .

قولنج

نام قولنج از نام روده قولون شكافته آيد . ( اغراض ، ص 119 ) . گاهى قولنج با سنگ كليه اشتباه مىشود ، چنان كه جالينوس گفته است : دردى سخت بر دلم عارض شد گمان بردم كه در مجارى كليه‌ام سنگ پيدا شده و با روغن زيتون احتقان ( - اماله ) كردم و پس از آن خلطى زجاجى از من بيرون آمد و درد آرام گرفت و دانستم كه گمان من نادرست بوده و درد من فقط قولنج بوده است . ( المقالة الصلاحية ، ص 17 ) .

كابوس ( - گران شدن اندام‌هاى مردم )