تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
شعيره آماسى است در چشم به رستنگاه مژه و شكل آماس در آن است همچون شكل جو و سبب آن فضله‌اى است غليظ سودايى . ( اغراض ، ص 313 ) .

شقاق

طرقيدن ( - تركيدن ) لبهء مقعد را شقاق گويند . ( خفّى ، ص 190 ) . و داراى انواعى است از جمله : شقاق رحم . ( حاوى ، ج 1 ، ص 20 ) . شقاق قبل ( - شرمگاه پيشين ) . ( منصورى ، ص 449 ) . شقاق صورت ، ( كامل الصّناعة ، ج 1 ، ص 208 ) .

شوصه ( - بادى كه در پهلو ايستد )

رازى ميان « شوصه » و « ذات الجنب » بدين‌گونه فرق قائل شده كه ذات الجنب به ورم غشاء باطنى اضلاع و شوصه به ورم عضله‌اى كه در اضلاع است گفته مىشود . ( الفارق ، ص 123 ) .

شيرينه

سعفه را به فارسى « شيرينك » گويند . ( التّنوير ، ص 98 ) .

صداع

صداع ، يعنى درد سر و آن يا به نفس خويش بيمارى بود يا عرض بود از بيمارى ديگر . ( هدايه ، ص 218 ) .

ضفدع

غدّه‌اى سخت باشد كه اندر زير زبان پديد آيد و اين علّت را اين نام از بهر آن نهاده‌اند كه لون او آميخته است از لون زبان و سبزى رگها همچون ضفدع و ضفدع را به پارسى اندر