لقوه كج شدن صورت است يا به جهت تشنّجى كه در يك طرف صورت است كه آن را به خود مىكشد و يا رخوت و سستى است كه در يك طرف صورت پديد مىآيد . ( مفتاح ، ص 312 ) .
مصروع
صرعزده و صرع تشنّجى بود به همه تن . ( هدايه ، ص 249 ) .
صرع مخصوص كودكان است از اين روى آن را مرض صبيانى ( - بيمارى كودكان ) گويند . ( حاوى ، ج 1 ، ص 125 ) .
و آن را مرض كاهنى نيز گويند ، زيرا مصروعان خبر از كائنات مىدهند مانند كاهنان و آن را به يونانى « ابليمسيا » گويند . ( مفتاح ، ص 291 ) و همين است كه به فرنگى
Epilepsy
گويند .
ناسور
النّاسور و النّاصور : ريشى كه بر گوشهء چشم افتد و جايهاى ديگر . ( السّامى ، ص 219 ) ، ناصور چشم ، ( مفتاح ، ص 321 ) ، ( دانشنامه ، ص 74 ) ، ناصور رحم ، ( حاوى ، ج 9 ، ص 14 ) ؛ ناصور مقعده ، ( حاوى ، ج 11 ، ص 55 ) .
نزله گرم
نزله از بسيارى مواد بود كه اندر دماغ حاصل شده بود و دماغ دفع كند مر آن را يا از سوى بينى يا سوى حنك يا به يكى ديگر از مجراها . ( هدايه ، ص 268 ) .
نقرس بلغمى
نقرس ( - درد بند پا ) يكى از دردهاى مفاصل است و نشانهء اختصاصى آن ورم و درد