است . ( مفتاح ، ص 331 ) . نقرس بلغمى و اوجاع مفاصل و دوالى بلغمى به تب حادّ زايل شود . ( اغراض ، ص 201 ) .
نمله
ورم و زخمهاى كوچكى است كه خارش و سوزش و گرمى دارد و در لمس سخت است و به صورت قرحه درمىآيد و سپس آب مىشود . ( مفتاح ، ص 331 ) .
وسواس و ماليخوليا
Melancholia
ماليخوليا همان است كه آن را وسواس سوداوى گويند . ( مفتاح ، ص 121 ) . بدان كه ماليخوليا ترسى بود بىمعنى و اين بيمارى بىتب بود و سخنان بىمعنى گويد و گاه بگريند و گاه بخندند و چون چيزى بپرسىشان به جواب اندر مانند يا جوابى دهند دروغ . ( هدايه ، ص 243 ) . از نشانههاى ماليخوليا دوست داشتن تنهايى و خلوت گزينى از مردم است . ( حاوى ، ج 1 ، ص 75 ) .
هيضه
چون طعام نگوارد آن طعامها باشد كه به گوهر و به مزاج مختلف بود آنچه مزاج وى گرم بود بر سوى معده رود و به قى بيرون آيد و آنچه مزاج وى سرد بود به اسهال فرود آيد .
پس اين دو بيمارى را كه از اينگونه استفراغ افتد او را هيضه خوانند . ( هدايه ، ص 387 ) .
يرقان
نام يرقان از پرندهاى زرگون ( - طلائى رنگ ) اشتقاق يافته است كه در شدّت گرما پديد مىآيد و بيشتر در گورستانها و خرابهها منزل مىكند . ( بستان الاطباء مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ، ص 109 ) .