خراسان وق گويند و به زبان سمنانى بزغ گويند . ( اغراض ، ص 365 ) .
طاعون
آماسى گرم باشد يا سبز با سرخ يا سياه يا سوزش صعب و خفقان و غشى . ( خفّى ، ص 238 ) .
عرق النّسا
عرق النّسا رگى بود كه وى را جالينوس ، رگ نوثا خواند ، يعنى رگ سست كه تمدّد پذيرد . و سبيل اينكه او را همى نسا خوانند وضع وى اندر مغاكى است و پديد نيست و به بسودن پديد نيايد . ( هدايه ، ص 568 ) .
عرق مدينى
رگى است كه بيشتر در دو ساق پيدا مىشود و از سوزش و التهاب آغاز مىشود و رگ شروع به بيرون آمدن مىكند . ( مفتاح ، ص 296 ) .
غبّ غير خالصه
در برابر تب غبّ خالص است كه يك روز باشد و يك روز نباشد . ( خفّى ، ص 227 ) .
فالج
فالج سست شدن عضو و از حسّ و حركت افتادن آن است . ( مفتاح ، ص 301 ) .
سكته فالجى بود به همهء تن و فالج سكتهاى بود به نيمهء تن . ( هدايه ، ص 257 ) .