تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
آن است كه آدمى در خواب هر چيز سنگينى را احساس مىكند كه بر روى او افتاده و سبب آن بخار غليظ سياهى است كه به دماغ ( - مغز ) بالا مىرود و ميان او و تسلّط او بر اعمالش حائل مىشود . ( مفتاح ، ص 309 ) .

كزاز

ببايد دانست كه كشيده شدن عضله‌ها و عصب‌هاى گردن را كه از پيش و پس كشيده شود و گردن راست بماند كزاز گويند . ( اغراض ، ص 299 ) .

كلف

نقطه‌هاى سرخ كه بر روى باشد . ( المرقاة ، ص 65 ) . حكيم ميسرى گويد :
كسى كو را كلف باشد برويش * چه زرد و چه سياه آن رنگ رويش
( دانشنامه ، ص 188 ) .

گاورسه

جاورسيّه يا گشنيزه بثره‌هاى خورد بود بسيار و ميل به صلبى دارد از بهر آنكه ماده او بلغم بود يا سودا يا كه صفرا در آن بياميزد . ( اغراض ، ص 551 ) .

گر

در عربى جرب و آن در چشم خشونت و سرخى است كه در باطن پلك چشم پيدا شود . ( مفتاح ، ص 266 ) . رجوع شود به جرب

لقوه