سلعه
سلعه برآمدگى سختى است مانند غدّه كه ميان دو پوست حركت مىكند و ملتزق ( - بسته ) با بدن نيست و درشتى آن مختلف است از حمصه تا بطيخه ( - از اندازه نخود تا خربزه ) . ( مفتاح ، ص 285 ) .
شب كورى
در عربى از اين كلمه « شبكره » ساختهاند و به معنى اعشى به كار مىرود ، يعنى كسى كه در شب نمىبيند و رازى كلمهء « روزكور » كه ضد شب كور است به كار برده است .
( حاوى ، ج 2 ، ص 125 ) .
شرى ( - بشترم )
سرخى است كه در مواضعى از بدن عارض مىشود و داراى بثور و حكّه ( - خارش ) و كرب ( - رنج و درد ) است . ( مفتاح ، ص 288 ) . و بعضى باشد كه سرخ نباشد و با خارش و با سوزش و تا سه ( - رنج ) سخت باشد . ( ذخيره ، ج 2 ، ص 31 ) .
شطر الغبّ
تبها گاهى باهم تركيب مىشوند مانند تب غبّ كه با تب بلغمى تركيب و شطر الغبّ خوانده مىشود . ( مفتاح ، ص 133 ) . ابن نفيس شطر الغبّ را از تركيب تب صفراوى با تب بلغمى ياد مىكند . ( موجز ، ص 288 ) . ثابت بن قرّه گويد كه اين نوع تب را انطريوس خوانند و جالينوس اين اسم را مشتق از نام استر در يونانى دانسته است . ( ذخيره ، ص 161 ) .