اسرب سوخته شسته سه اوقيه به شراب و روغن مورد بسايند و طلا كنند عطسه بسيار آمدن را گوش و بينى و اطراف مىمالند و بالش گرم اندر زير گردن نهند و دهان فراخ باز مىكنند و به مهمّات مشغول شدن نافع بود .
خون آمدن از بينى :
عصارهء بادروج با عصارهء برگ خرفه با اندكى كافور « 1 » درچكانند و يخ اندر دهان گيرند و نخست رگ قيفال زنند و به تفاريق به قدر حاجت خون برمىدارند از آن دست كه خون از آن جانب مىآيد و هيچ برابر عصاره سرگين خر نيست اندر چكانيدن و بر پيشانى طلا كردن و شراب عنّاب دهند و غذا طفشيل « 2 » از عدس و پايچه و از سماق سازند .
باب 15 - در « 3 » بيماريهاى دهان و لب و زبان و دندان و حنجره و حلق .
طرقيدن لب :
علاج « 4 » پيه مرغ به روغن كنجد بگذارند و نشاسته و كتيرا و مازو همه كوفته و بيخته در هاون كنند و بمالند تا هموار شود و طلا كنند و آن پوست تنك كه اندرون خايهء مرغ باشد بدان نهند و چند روز بگذارند و هر شب مقعد « 5 » به روغن بنفشه چرب مىكنند .
دميدگى دهان :
رگ قيفال زنند يا بر گردن حجامت كنند يا چهار رگ زنند و به آب انار ترش و شيرين و شير خشت طبع را نرم دارند « 6 » و
هامش
( 1 ) . الف : فور .
( 2 ) . ب : كشفيل .
( 3 ) . اندر .
( 4 ) . الف : « علاج » ندارد .
( 5 ) . ب : معده .
( 6 ) . ب : كند .